نامه سرگشاده یک جانباز به حضرت آیت الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
بسمه تعالی
نامه سرگشاده یک جانباز به حضرت آيت الله محمد يزدي رئيس
جامعه مدرسين حوزه علميه قم
با سلام و عرض ادب خا لصانه (قسمت اول )
برما خرده مگيريد که اينگونه صريح سخن مي رانيم !
اشاره : مايلم پيش از آغازسخن و قبل از قلمي کردن رنج هايي که از گندم نمایان جو فروش امروز می کشيم ، هدف ازنوشتن اين نامه سرگشاده را درچند جمله خدمتتان عرضه بدارم و آن اينکه اولا ، امروز اگرچه در شرايطي بسرمي بريم که با درايت امام خامنه اي و بصيرت ملت فهيم هميشه درصحنه مان فتنه از 15سال پيش طراحي شده سال 88 خنثي و تشت رسوايي بسياري از فتنه گران برزمين افتاده است ، اما تازماني که سران فتنه همچنان آزادانه براي خودشان مي گردند و همچنان کشوررا تهديد مي کنند ، احتمال خطرنيز وجود دارد ، لذا پي گيري و واکاوي اين ماجرا را تا در آمدن کامل چشم فتنه از ضروريات شرايط امروز مي دانيم و هرگونه تسامح در اين رابطه را به مصلحت نمي دانيم و ديگر اينکه از اين جهت حضرتعالي را در اين نامه مورد خطاب قرارداده ام که اولا شما در مقطعي قاضي القضات ايران اسلامي بوديد لذا معتقدم که شما بهترين گزينه براي سنجش حقانيت يا عدم حقانيت اين عريضه مي توانيد باشيد و در ثاني حضرتعالي از آنجا که در حال حاضر رياست جامعه مدرسين حوزه علميه قم را برعهده داريد وارتباط بسيار نزديک با علما ، فضلا و مراجع معظم ، بنابراين به راحتي مي توانيد بسياري از سوالات بي پاسخي که مقلدين شان و به طورکلي مردم اين روزها نسبت به برخي فتاوا و برخوردهاي نامانوس و غيرمنطبق با اصول اسلامي درخصوص حکومت و اصل ولايت فقيه وجود دارد به مراجع معظم برسانيد تا دغدغه هايي که امروز ذهن مردم را نسبت به آنان مشغول کرده و باعث نگراني شده برطرف کنيد. در خاتمه اين مقدمه عرضه مي دارم که در اين رنجنامه قصد هيچ گونه توهين و جسارتي نه به شما که خيلي دوستتان مي دارم و نه قصد جسارت به رياست قوه قضائيه و مراجع معظم که بسياري از آن ها را عزيز ميدارم ، ندارم وبه رسم مطايبه هم که شده خدمتتان عرضه مي دارم که خداي نکرده اگر از اين مرقومه هرگونه معناي توهين مستفاد شد به بزرگ منشي خودتان بربنده ببخشيد چون اين حقير جانبازي هستم که به اندازه کافي دردهاي ناشي از ترکش هاي جنگ تحميلي و آمپول هاي مورفين را تحمل کرده ام لذا تحمل حتي يک شلاق خوردن راهم ندارم ...!!
درود مي فرستم به نام بنده اي از بندگان خدا ازجنس من و شما که نامش را به علي (ع) مي شناسيم و کنيه اش را به ابوطالب ودينش را اول شخص گرويده به اسلام ناب محمدي(ص) ، همان اسلامي که واژگانش لغلغه هرروزه برخي از ماها ست و متاسفانه به ابزار روزی رساني تبديل شده ، براي تامين معاش زندگی مان ! ، اما با اين تفاوت بسيار بزرگ و عظيم که علي(ع) در عرصه عمل شهيد شدت عدل خويش شد اما امثال همچو مني در خم يک کوچه هم مانده ايم و درمانده از عهدي که با امام دورانمان بستيم (خميني عزيررا مي گويم ) و قسم خورديم که در هرشرايطي که پيش مي آيد به بند بند وصيت ايشان پايبند باشيم و استوار. امروزنيز همان شرايط است و شرايطي بس سخت تر از دوران حضرت ايشان و صحنه همان صحنه اي است که امام (ره) آن روز ها به ما هشدار مي دادند وبراي اينکه امت در غيابش گرفتار گرگ هاي کمين کرده دربيشه انقلاب نشوند پيش بيني هاي خود را قلمي کردند و به تاکيد توصيه فرمودند که استکبار در هر زمان با سلاح زمان خودش وارد کارزار خواهد شد وتصريح برآنکه بايد بعد از من کمربند ها را محکم تر از گذشته ببنديد و با وحدت کلمه ، حول محور ولايت مطلقه فقيه ، خود را آماده نبرد در صحنه هاي سخت تر کنيد و امروز مي بينيم همان پيش بيني ها يک به يک ، لحظه به لحظه و صحنه به صحنه به واقعيت پيوسته و دشمن دقيقا عرصه اي را براي کارزار با اين انقلاب مقدس اسلامي تدارک ديده که فضا کاملا غبار آلوده است و دوست از دشمن در آن به سختي شناخته مي شود وهمانطور که " وحشي " اين برده ابوسفيان به دستور"هند جگرخوار" در صحنه غبارآلود روزهاي آغازين بعثت پيامبر " قلب و سينه حضرت حمزه ، آن مرد قدرتمند و شماره يک پيامبر، آن شيرمرد ، يکه تاز ميدان نبرد با ابوجهل ها ، در دفاع از رسالت برادرزاده خود هدف قرار داد و آن شد که ديديم ، دشمن امروز هم يعني آمريکاي جنايتکار و رژيم خبيث صهيونيستي در اين صحنه غبارآلوده اي که خود تدارکاتچي آن هستند وفقط با استفاده از مجريان فريب خورده اي که وسوسه مال و قدرت دنيا و وعده ها ي پوشالي و توخالي دشمنان به وادادگي و تسليم در برابر دشمن درآمده اند وبا به معاونت گرفتن آن دسته از متحجران بي ريشه اي که به بهانه اعتقادات متحجرانه خود دانسته و يا ندانسته خود را به مفت دراختيارآن ها قرار داده اند وخيلي راحت و بدون تحميل هزينه اي به دشمن ، آب به آسياب آنان مي ريزند و احتمالا به اين خيال خام که پاداش و برکات اعمال غيرثواب خود را درآخرت ازخدا مطالبه خواهند کرد ! ، به فکر و در تلاش براي ايجاد تفرقه در ميان صفوف مسلمين و در صدد وتضعيف هدف قرار دادن عامل وحدت يعني " ولايت مطلقه فقيه " برآمده اند . والا اگر نامردمان ابوسفياني و ابوجهلي مردانه وارد ميدان جنگ مي شدند ، به رسمي که آن روز مرسوم بود مگر مي توانستند حضرت حمزه (س) را به اين راحتي زمين گيرکنند و شمشير دودم اش را از حرکت باز دارند ، تعجب من و امثال همچو مني از شما دراين است که " وحشي" هاي نيزه به دست امروز را در اطرافتان به وضوح مي بينيد و حتي با برخي از آن ها به محاجه مي نشينيد اما درتلاش براي زدودن اين غبار از انقلاب و غبارروبي از برخي چهره هاي کريه ابوسفياني (يک بار براي هميشه) نيستيد غافل از اينکه اينان با نقاب فريبنده شان دل يک عده اي ساده دل را برده اند و رفته رفته برخطرفتنه و فتنه هاي بعدي شان افزوده مي شود .!! آيا همه اين صحنه ها يي که درهمين يک سال واندي که از فتنه " وحشي " هاي زمانمان بروز و ظهور کرد (وهنوز آثار منحوس آن دل مردم را به خاطر جاري نشدن عدالت عليه اعمال زشتشان مي آزارد ) و همه صحنه هايي که در پيش رو داريم و در دوران هاي آتي خواهيم داشت ، اماممان برايمان گوشزد نکرده بودند؟!، بديهي است که کرده بودند. و آيا در واژگان بسيار صريح و قاطع و بدون هيچ رودر بايستي حجت ها و هشدارها را با جميع بايدها و نبايدهايشان بر ما تمام نکرده بودند ؟!قطعا کرده بودند. نگارنده معتقد است که بايد هرروز هزاران بار خدا را شکر کنيم و سجده شکر برسجاده مان بجا بياوريم که خميني عزيز(ره) وصيت ها ، هشدارها و خوف و رجاها يشان و حتي نقشه راه را با همه ملزوماتش در دوراني به قلم مبارک خود نگاشتند که در سلامت کامل بسر مي بردند وبا نصب تابلوهاي راهنماي بين راه به من و شما ياد دادند که در چنين صحنه هاي بسيار خطرناکي که بيم لغزش را براي امت بويژه خواص مي دادند راه را از بي راهه نشانمان دادند والا بعيد نبود يک عده از خدا بي خبران قلم مزدبگيرزمانمان به تاسي از اسلاف خودشان ، مي گفتند و مي نوشتند که امام مريض است و نعوذ بالله هذيان گفته و يا نوشته است !! دقيقا همان کاري که فرصت طلبان مقام پرست و آلوده به زخارف دنيوي با پيامبر دربستر بيماري کردند و خلافت را با اين حيله و نيرنگ و خدعه در سقيفه غصب کردند ، درحالي که هنوز پيکر مبارک رسول خدا برزمين بود. !!
حضرت آيت الله يزدي ! شما قطعا و يقينا قبول داريد که وصيتنامه امام خمينى در سال 1366 و منشور بسيار مهم و سرنوشت ساز موسوم به " منشور روحانيت " در تاريخ سوم اسفند 1367 شمسي چشمه هاي حكمتى هستند كه از دل مصفا و الهى آن حضرت جوشيده و بر قلم مباركش جارى گرديده تا حجّتى ديگر باشد بر تبيين سيره عملى آن بزرگوار، تا راه را پيشاپيش ، بر همه شبهات و ترديدها و القائات خنّاسان مسدود كرده باشند و نقشه راهي باشد براي عموم مردم و همچنين براي خواصي مثل جنابعالي ، مسئولان و مقامات عالي رتبه نظام و بويژه علما و فضلا و مراجع محترم . اگر خداي نکرده شما هم با گذشت بيش از 20 سال از فقدان آن پيرجماران مثل برخي خواص مردود به اين نتيجه رسيده ايد که دغدغه ها و نگراني هاي ايشان را ، قبول نداريد و يا پاي تان سست و ياراي ادامه اين راه سخت را ندارد ضمن تشکر صميمانه از شما به خاطر خواندن اين رنجنامه تا اين فراز از نامه ، بقيه آن را موکول مي کنيم به سرپل صراط تا در محضر خدا و پيامبراکرم (ص) و اهل بيت ايشان و ديگرصالحانش وقضاوت را هم موکول مي کنيم به کرام الکاتبين ، اما اگر همان طورکه در روزقرائت وصيت نامه حضرت امام قدس سره عالي توسط ولي فقيه زمانمان امام خامنه اي عزير به همراه ديگر حاضرين مردود و غيرمردود امروز مسئولان نظام که با چشماني اشک آلود تمام وصايا را همگي شنيديد ، گريستيد و هم پيمان شديد که همچنان در رکابش بمانيد و پايدار، پس پچ پچ هاي درگوشي و سهم خواهي هاي خارج از شاني که از فرداي گزينش "رهبر" و ولي نعمت امروزمان حضرت آقا "علي خامنه اي" براي چه بود ؟! و دسته بندي ها و آغاز جلسات محفلي در لويزان و دماوند و خيابان بهشت و سعد آباد و ... با چه هدفي شروع شد ؟!
حضرت آيت الله يزدي ! آيا اين بنده حقير نگارنده اين سطور، به عنوان يک جانبازجنگ تحميلي و خيل کسان ديگري مثل من که در 8 سال دفاع مقدس جان شان را در طبق اخلاص گذاشتند تا دين خود را به دين و در صيانت از آن ادا کنند ، تا ناموس من و شما مورد هتک دشمنان قرار نگيرد و يا خاکي از کشورمان به دست غارتگران تاريخ نيفتد ، حق نداريم با توجه به شرايطي که امروز برما تحميل شده است " اف " برکساني نثارکنيم که پيمان شکستند و " تف " برصورت کساني بيندازيم که نمک اين انقلاب را خوردند و نمکدان را شکستند که هيچ بلکه با راه انداختن فتنه هاي 78 و 88 با آبرو و حيثيت اين نظام و ملت مظلوم کشورمان بازي کردند.؟! پس برمن و همچو مني خرده نگيريد که چرا اين روزها بي تابي مي کنيم و با تندي تمام به نوشتن چنين نامه هاي سرگشاده دست مي يازيم .
حضرت آيت الله ! ما جان نثاران اين انقلاب ، درست است که به خاطر کوچکي طبق اخلاصمان ! و يا به هردليل ديگري لياقت شهادت و همراهي با شهداي هم سنگرمان را نداشتيم و جان بي مقدارمان را در اين دنياي بي ارزش سالم به در برديم ولي اينقدر مي دانيم و مي فهميم که به حرمت نمکي که با همين شهدا در داخل سنگرها و زيربارش باران توپ و گلوله هاي نه تنها صداميان بلکه دنياي استکبارخورديم ، هم قسم شديم که تا آخرين قطره خون وتا آخرين لحظه عمرمان دست از راه امام و حمايت از ولي فقيه زمانمان برنداريم و هميشه و در هر شرايطي پا در رکاب باشيم و براين پيمانمان با شهدا ماندگارباشيم و حداقل راه شان را ادامه بدهيم وجا دارد که به عرض تان برسانم که اين افتخاربرما بسيجيان قسم خورده همين بس که تا اين لحظه جزو فهرست مردوداني نيستيم که امام حاضرمان و ولي فقيه زمانمان با خون دل و صد افسوس و تاسف از آن ها به عنوان خواص بي بصيرت ياد مي کنند و اميدواريم که همين مدال افتخار عاملي باشد که شهدا هم برعهد خودشان باقي بمانند (که حتما خواهند ماند) و به شفاعتمان همت کنند.
بنابراين اگر حضرتعالي هنوزبرآن پيمان خود با امام (ره) پايبند هستيد که انشاالله هستيد پس بفرماييد ؛ مگر امام (ره) دروصيت نامه نوراني شان نفرمودند " بر ملت عظيم الشأن ايران است كه در تحقق محتواى آن ( جمهوري اسلامي ) به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند و واجب است که اين امانت الهى را كه در ايران به طور رسمى اعلام شده و در مدتى كوتاه نتايج عظيمى به بار آورده ، با تمام توان حتي تا حد نثار خون خود حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاى آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند و دست ابرقدرت هاى عالمخوار وجنايتكاران تاريخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمديدگان جهان كوتاه نمايند. " ؟! حال چگونه است که عده اي ما را تهديد به شلاق مي کنند و يا قلممان را به بند مي کشند .؟!!
مگر امام درجاي ديگري از همين وصيت نامه به اقشار مختلف مردم بويژه روحانيون ، علما و فضلا ، هشدار ندادند که مواظب برخي شايعه پراکنان وابسته باشند وفريب هر شنيده اي را که در هر گوشه و كنار و در هر كوى و برزن سر زبان ها مىافتد نخورند که اگراين گونه شود خود نيز با غفلت يا عمد به آنان خواهند پيوست .!؟ پس چرا امروز برخي از علما و فضلاي ما در دام هايي گرفتار افتاده اند که دشمن برايشان گسترده و هراز گاهي تيرهاي زهرآلود آغشته به زهر دشمنان خارجي و دنباله هاي داخلي آن ها از کمان را بي هدف رها مي کنند بدون آنکه متوجه باشند دشمن از دور و نزديک مسير حرکت تير را به هدفي که خود مي خواهد هدايت مي کند.!!؟
حضرت آيت الله يزدي ! مگر امام در رنجنامه خود به "منتظري" اين روحاني خيانت پيشه اي که به زعم نگارنده اين سطور، بزرگترين مصيبت را در اين انقلاب ، به امام ما ، او وارد کرد ، به ايشان توصيه نفرمودند که بيت خود را از عوامل فتنه و رفت و آمد مخالفين نظام پاکسازي کند تا مردم و نظام و حوزه از نظرات فقهى ايشان استفاده كنند ؟! اما همانطور که ملاحظه فرموديد و شاهد برلحظه به لحظه اين ماجراي غم انگيز آن زمان و زمان هاي بعد بوديد ايشان كار را به جايى رساندند كه نه تنها به نصايح حكيمانه و مشفقانه امام خمينى عمل نکردند بلكه بر ادامه همان روش غلط و خيانت بار گذشته خود پافشارى کردند.!!
"منتظري" کار را به جايي رساند که (همانطور که حضرتعالي بهتر و کامل تر از بنده به آن آگاه هستيد و بنده فقط از باب يادآوري و تطبيق آن با فجايعي که امروزشاهد آن هستيم ، مجبور به تکرار آن هستم ) ، امام در نامه اي به نمايندگان مجلس به منظور برکناري وي ازقائم مقامي رهبري پيام خود را با اين جمله جانسوزشروع مي کنند که :" ... شنيدم در جريان امر حضرت آقاى منتظرى نيستيد و نمىدانيد قضيه از چه قرار است. همين قدر بدانيد كه پدر پيرتان بيش از 2 سال است در اعلاميهها و پيغام ها تمام تلاش خود را نموده است تا قضيه بدين جا ختم نگردد، ولى متأسفانه موفق نشد. از طرف ديگر وظيفه شرعى اقتضا مىكرد تا تصميم لازم را براى حفظ نظام و اسلام بگيرد. لذا با دلى پر خون ، حاصل عمرم را براى مصلحت نظام و اسلام كنار گذاشتم." لذا بدين ترتيب همانطور که مشاهده مي کنيد يكى از نگراني هاى مربوط به آينده نظام اسلامى به دست با كفايت امام خمينى برطرف شد و اين كارى دشوار بود كه تنها از شخصيتى چون او ساخته بود و امروز بعد از 20 واندي سال حادثه اي بدتر، سخت ترو پيچيده تراز آن دوران تکرار شده است ، با اين تفاوت بزرگ که فتنه گران امروز يکي دونفر نيستند بلکه جمع خواصي هستند که عده اي از آن ها ازروي آگاهي و وادادگي به خاطر کسب قدرت و دلبستگي فراوان به زخارف دنيا و جمعي هم از روي عدم آگاهي و شايد حقد و کينه و حسادت دودمان براندازو نگاه تحجرگرايانه به اسلام ناب محمدي قدم به اين وادي شيطاني گذاشته اند ، الله اعلم . !!
به اين جمله امام در پيامشان به نمايندگان مجلس دقت داشته باشيد و آن را با شرايط امروز فتنه مقايسه کنيد ، ايشان مي فرمايند: "...بنده 2 سال است که آقاي منتظري را به خاطر خطاهايش نصيحت مي کنم ولي امروز به خاطر بي توجهي به نصايح مجبورم حاصل عمرم را به خاطر مصلحت نظام کنار بگذارم " ، حال مقايسه كنيد با اين سخن امروز رهبرمعظم انقلاب ، امام خامنه اي كه در باره فتنه اخير و عقبه و سابقه آغاز اين فتنه فرمودند " ... براي راه اندازي غائله فتنه 88 که انتخابات فقط يک بهانه بود فتنه گران بيش از 15 سال بود که به فتنه گري مشغول بودند ..." اين سخن " آقا " يعني اينكه فتنه گران در اين مدت در تلاش براي يارگيري و امضاي تفاهم نامه ها و گذاشتن قول و قرارها با داخل و خارج براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بودند !! و هيچ نصيحتي و تشويقي و مشوقي هم کارساز نبود !! امروز اگر يک نگاه محققانه اي به فرمايشات رهبري در مقاطع مختلف 15 سال گذشته خطاب به مردم و مسئولان و خواص داشته باشيم مي توانيم اينگونه نصايح ودعوت به صراط مستقيمي را كه امام ترسيم فرموده بودند و " آقا " همواره متذكرآن ها مي شدند مرور كنيم . اميدوارم که اين جمله معروف از سردلسوزي حضرت آقا را فراموش نکرده باشيد که در آخرين روز رياست جمهوري اکبرهاشمي رفسنجاني و هنگام انداختن راي خود در صندوق آرا فرمودند :" هيچکس براي من مثل هاشمي نمي شود " . اي کاش هاشمي قدر اين برکات ولايي را مي دانست و با حفط اين مدال افتخار به سربازي خود به نظام و امت ادامه مي داد و هميشه تاريخ مورد احترام و تکريم امام و امت قرار مي گرفت ، تا امروزشاهد چنين حوادث تاسف باري که نتيجه آن فراق است و جدايي نباشيم.
حال شما بفرماييد ، شمايي که هم در رکاب امام و شاهد و ناظر برآن فجايعي که منتظري و امثال ايشان به وجود آورده بودند بوديد و هم در اين دوره که مناصب مهمي ازجمله رياست قوه قضائيه بردوش شما بوده و نظاره گر و درجريان اموري بوديد و هستيد که امروز رهبرمعظم انقلاب مجبور به رمز گشايي و بيان درد و رازدل از نامردمي دشمنان برادر نما روي آورده اند و بعد از 21 سال صبوري و رازداري ، مردم را ازمسائلي آگاه مي کنند که در اين مدت خود به تنهايي متحمل اين سختي ها ومرارت ها بودند و حتي اندکي دم برنياوردند تا به وحدتي که نظام در شرايط حاد به آن نياز داشت ذره اي خدشه وارد نشود. شما بفرماييد ، در چنين شرايطي وظيفه ما چه بوده و چه کرده ايم .؟!
قبول بفرماييد که من و حتي شما حضرت آيت الله يزدي ، که شخصا تا اين لحظه ارادت خاصي به شما داشته و دارم و اميدوارم که هيچ موقع ذره اي از اين ارادت نسبت به منش و مناعت طبع و شجاعت در بيان عقايدتان کاهش پيدا نکند ، اما باز با اين حال معتقدم که هم شما و امثال حضرتعالي و همچنين ما در حمايت از رهبرمان کم آورده ايم و کم گذاشته ايم و ظاهرا غافله را به طور کلي باخته ايم والا ما زنده باشيم و " آقايمان " ، حجت خدا و نماينده برحق امام زمان برروي زمين و ولي زمانمان از دست اين نامردمان فريب خورده داخلي و توطئه گران خارج نشين ، اين گونه مورد هجمه ناجوانمردانه قرار گيرند و با استفاده از اين فضاي غبار آلود تيرهاي آلوده به حقد و کينه و خدعه به سويش پرتاب کنند و ما نظاره گر بي همتي ! باشيم که حتي سپر يکي از اين تيرها نباشيم .؟! عجبا !! آن هم به خاطر رجزخواني هاي توخالي يك مدعي دروغين انقلاب كه خود را به دروغ ستون انقلاب و خانواده اش طلبكار از انقلاب می داند!! پس کجاست آن نغمه هاي سوزناکتان كه در منتهاي نمازهاي جمعه تان و نجوايتان با خدا که همواره ملتمسانه در طلب عنايتي از درگاه احديت بوديد تا او تعالي رخصتي دهد لياقت حضوردررکاب حضرت ولي عصرعجل الله فرجه الشريف در مصاف با دشمنان دين داشته باشيد؟! کجاست آن غرش و رجزهايي که سال به سال عليه دشمنان اسلام و انقلاب و ولايت در ايام مبارک ماه هاي رمضان و محرم بربالاي منابرعليه کوفي صفتان زشت سيرت مي خوانديد و اي کاش ، اي کاش تان به آسمان بلند بود و مي گفتيد که حسين جان ! اي کاش مي بوديم و آن شبي که شما (ع) شمع ها را خاموش مي کرديد تا هرکس که نمي خواهد در رکاب تو باشد، صحنه را ترک کند ، شما و شماهاي ديگر به جاي آن ها در زير خيمه مي مانديد وآن وقت به خودتان مي باليديد و مي گفتيد که ديديد اماممان را تنها نگذاشتيم .؟! وخود را آماده مصاف با لشگري مي کرديد که تا بن دندان مسلح بودند و البته و صد البته تطميع شده به زخارف دنيا ؟! تو را به خدا به نظر شما شرايط امروز شبيه و حتي بدترو پيچيده تر از شرايط آن روز نيست ؟!. پس چرا با يک تشر معنا دارکسي که به خاطراصول با او به محاجه نشسته بوديد به همين راحتي عقب نشستيد و سکوت را برفرياد ترجيح داديد يعني اين قدر از نظر شما حفظ آبرويي که رقيب تهديد به ريختن آن کرده بود مهمتراز اساس اسلام و دين بوده و هست . !!؟
لطفا من را شلاق نزنيد! ( قسمت دوم )
1- حضرت آيت الله يزدي ! مدتي است که به دوتن از برادرانم ، همکارانم ، همفکرانم ، همسنگرانم ، عزيزانم و يا شايد بهتر است بگويم فرزندان من و شما ، چون امام نيز عادت داشتند و يا شايد برخودشان واجب مي دانستند که به رزمندگان و خانواده شهدا به عنوان فرزندان خود خطاب کنند ، جفا شده است . يکي متهم به ايراد اتهام ناروا به مهدي هاشمي فرزند متواري از عدالت ، اکبرهاشمي رفسنجاني ! و ديگري متهم به توهين به رئيس قوه قضائيه ، اگرچه آن دوبزرگواران متهم هم در مقابل معتقدند که اتهامشان دفاع از انقلاب و ولايت وامام الشهدا و ائمه اطهار و قصدشان حراست از حريم بيت المال مسلمين بوده اما همانطور که حضرتعالي نيزشاهد بوديد هردو آن ها به شديد ترين نحو ممکن مورد عتاب و توهين قرار گرفته و تحقيرشدند.! آن هم از سوي قوه اي از قواي سه گانه کشورمان که من و شما و يا بهتر بگويم مردم به اميد عدالت گستري ودادگستري مظلومين از ستم ستمگران ، امنيت حقوقي و شرعي کشورشان را به دست آن ها سپرده اند .! به طوري که حضرت آيت الله جنتي نيز در خطبه هاي نماز جمعه مجبوربه واکنش و تذکر به قاضي صادر کننده اين حکم كاملا غيراخلاقي عليه آن ها شدند.!
يکي ازاين دوبزرگوار برادرارجمندم " کاوه اشتهاردي " فرزند شهيد و مديرمسئول روزنامه ايران است که با شکايت کسي در دادگاه مورد محاکمه قرارگرفته که خودش به علت اتهامات عديده و با کمک عوامل متعدد هم اکنون متواري است و هراز گاهي از لندن با سخنان گزنده خود به ريش همه طالبان عدالت مي خندد، اما مسئولا ن عدالت گستر قوه قضائيه کشورمان به جاي پاسخ كوبنده به وي و انجام وظيفه اصلي خود در بازداشت اين متهم فراري هراز گاهي که مورد سوال جدي قرار مي گيرند تاکيد مي کنند که پرونده مهدي هاشمي به خاطر اتهاماتي که بروي وارد است مفتوح است و به محض اينکه وارد ايران شوند دستگيرخواهيم کرد !! و مردم نيز در اين بهت و شگفتي که چطور محل اختفاي شهرام جزايري به يک چشم به هم زدني در يکي از ده کوره هاي کشوري بيگانه کشف و دست بسته به ايران برگردانده مي شود وبه پاي ميزمحاکمه کشيده مي شود ،اما در مورد مهدی هاشمی چرا تلاشی صورت نمی گیرد يعني واقعا مردي ! از ميان مردان مسئول دركشور اسلامي مان پيدا نمي شود تا " مهدي هاشمي " و يا "خانواده اش " را به حکم قانون مجاب کند که به صورت نمايشي هم که شده ! و براي فريب افکارعمومي هم که شده ! در حد پاسخ به يک سوال ساده از ميان ده ها سوال اساسي موجود ، فقط تا آستانه در ورودي اين قوه عدالت گستر بکشاند تا حداقل مردم به ظاهر هم كه شده به اين باور برسند که طبق قانون اساسي واقعا همه در برابر قانون يکسانند.!!
يادتان است که امام عزيزمان در همان " منشور روحانيت " که وصف آن پيش از اين عرض شد ، در اين رابطه چه فرمودند؟ ايشان فرمودند " ... مردم عزيز ايران بايد مواظب باشند که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفين از به اصطلاح روحانيون سوء استفاده نکنند و با موج آفريني و تبليغات اذهان را نسبت به روحانيون متعهد بدبين ننمايند و اين را دليل عدالت نظام بدانند که امتيازي براي هيچ کس قائل نيست و خدا مي داند که شخصا براي خود ذره اي مصونيت و حق و امتياز قائل نيستم . اگر تخلفي از من هم سرزد مهياي مواخذه ام ."
ببينيد حتي امام هم خود را همپاي با ديگران در برابر قانون يکسان مي دانستند .
اماما ! تو شاهد باش كه بعد شما چه كساني از مدعيان راه و خطي كه برايشان و براي آيندگانشان ترسيم كرده بوديد اولين نفرها در زير پا گذاشتن قانون و حقوق مردم پيشقدم شدند وآن هم چه پيش قدمي !! ، خدايا شاهد باش که "کاوه" در اين دادگاه به رغم تبرئه وي از سوي هيئت منصفه مطبوعات فقط به خاطر افشاي برخي اسناد درباره شاكي فراري و به عنوان متن دفاعيه اش از سوي قوه قضائيه به شلاق محکوم شد.!! و اين در حالي است که برخي حقوقدان ها با وارد کردن اشکال جدي به راي صادره عليه اين روزنامه نگار تاکيد کرده اند قاضي مي بايست ابتدا به جرم متهم اصلي که مهدي هاشمي است و هم اکنون به خاطر همين اتهامات انبوه متواري است و به هيچ زبان خوشي هم حاضر به بازگشت به وطن نيست ! رسيدگي مي کرد نه به شکايت يک فرد فراري از چنگ قانون آن هم از راه دور!!
بزرگوار ديگر اين ماجرا برادر ارجمند ديگرم " آقاي حسين قدياني " است ، صاحب وبلاگ بسيار زيبا وصريح " قطعه مقدس 26 " که از قرار معلوم مزار پدر شهيدش نيزدر اين قطعه قرار دارد.
ايشان هم به اين اتهام که در نامه سرگشاده اش خطاب به رئيس محترم قوه قضائيه که به گفته خودش در مکه مکرمه و در مقابل رکن يماني خانه خدا ، محل ولادت اول مرد عدالت گستر تاريخ اسلام مولا علي (ع) به نگارش در آورده بود و در آن حرف دل مردم حاضر در حماسه 9دي مبني بر محاکمه و اعدام فوري سران فتنه را به حضرت ايشان يادآوري کرده بود و تذکرداده بود که مسامحه در اين کار خيانت به انقلاب ونظام و راه امام و برخلاف وصيت نامه حضرت امام در برخورد با فتنه گران و خلاف تاکيدات رهبرمعظم انقلاب مبني بر اجراي مر قانون در باره فتنه گران است ، مورد عتاب قرار گرفته است و به خاطر اين نامه ، که از سردلسوزي و دفاع از حريم نظام مقدس جمهوري اسلامي به نگارش درآمده بود نه تنها وبلاگ زيبايش را هک کردند بلکه آنطور که گفته مي شود حدود 15 وبلاگ ديگرهم که مي گويند اين مطلب حسين آقاي قدياني را لينک کرده بودند ، هک کرده اند! وديگر اينکه ظاهرا حکم جلب خودش را هم به اتهام توهين به رئيس قوه قضائيه صادر کرده بودند که بعدا شنيدم ظاهرا با شرايطي اين حکم لغو شده است ، چون چند روزپيش بود که ايشان را دريکي از روزنامه هاي کثيرالانتشار ملاقات کرده و سلام و احوالپرسي کردم والا اين فرزند شهيد را هم بايد پشت ميله هاي زندان مي ديديم . !
ناگفته نماند که اين حسين آقاي ما از آنجا که طنز نويس هم است و لذا مسئوليت ستون " چيزنا " در برخي روزنامه ها و نشريات به قلم تواناي ايشان است ، در اين نامه سرگشاده چند تا از واژگان به ظاهر بد ! مثل " اف برتو و اف برمن " و " تف برتو تف برمن " و از واژگاني مثل " خيانت " و " لعنت برشما " هم به کاربرده بود که ظاهرا اسباب تکدر خاطررئيس محترم قوه را نيزفراهم کرده بود که شايد اين تکدر خاطر به اين خاطر! بوده که طبق قانون مطبوعات توهين به سران سه قوه جرم محسوب مي شود و درست هم است و اگر شايد حسين آقا به جاي اين چند واژه از واژگاني مثل " تساهل " و " تسامح " و يا " از تعبيرهايي مثل " آخه تاکي انتظار؟! " استفاده مي کرد حداقل باعث و باني هک شدن وبلاگ هاي ديگران نمي شد ! اگرچه البته و صد البته باز ناگفته نماند که در همين قانون مطبوعات و هم قانون جزا توهين به رهبري نظام و بنيانگذار جمهوري اسلامي ، توهين به رئيس جمهور و از همه مهمتر توهين به مقدسات و هتک حرمت از اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي وكشتار و ضرب و جرح بي رحمانه بسيجيان جان بركف كه فيلم هاي آن هنوزموجود مي باشد و همچنين اعمال توهين آميزبه مقدساتمان ازجمله روز عاشورا براي ما مسلمانان شيعه اعمالي به شدت خلاف جرم محسوب مي شود كه اگر از يادتان نرفته باشد امام نيزنسبت به اين نوع جرايم بسيارحساس بودند وهمانطور كه شاهد بوديم و بوديد مديري از راديو را در روزهاي دفاع مقدس به خاطرپخش گزارشي كه در آن حضرت زهرا (س) به يك هنرپيشه خارجي به نام " اوشين " تشبيه شده بود به شدت مورد تنبيه قرار دادند.بنابراين اگر قرار باشد به عدالت رفتار شود بايد تا بقيه متهمين اصلي فتنه 88 پارا به فرار نگذاشته و يا با ايجاد فضاهاي مسموم به مظلوم نمايي نپرداخته اند بايد رسيدگي به اين پرونده قطور در اولويت اول قرارمي گرفت نه دادگاه افرادي مثل کاوه اشتهاردي ، بنابراين به نظر شما که دوره اي قاضي القضات بوديد يک توهين ناچيز به رئيس يک قوه بسيارمهم و قابل اعتنا بود ، يا رسيدگي بسيارفوري به همه آن غائله هايي که توسط سران فتنه به پا شد وحال آنكه امروزهمه آن ها در حاشيه امن قراردارند.؟! و يک سال اندي از آن روزها مي گذرد و هنوز هيچ خبري نيست که نيست.!! به طوري كه به جاي متهمين اصلي ؛ شاكيان اصلي يعني مردم يكي يكي به دادگاه فراخوانده مي شوند وبه زندان و تحمل ضربات شلاق محكوم مي شوند.!!
به قطع و يقين اگر به همان اندازه که ماجراي قتل فجيع سعادت آباد و قدرت نمايي قاتل با سلاح سرد ( چاقوي آشپزخانه ) اين قدر حائز اهميت است كه رئيس قوه قضائيه را به يک سخنراني ويژه و صدوردستور پي گيري بسيار سريع براي ريشه کن شدن چنين ناهنجاري هايي در جامعه وامي دارد ، بنابراين اين حادثه تلخ يعني توهين و تحقير 2 تن از روزنامه نگاران جان نثار انقلاب و نظام و ولايت نگارنده اين سطور و ديگر عناصر حزب اللهي را هم که دغدغه انقلاب و حفظ آبروي نظام را دارند وا مي دارد که خطاب به قوه قضائيه از رئيس اين قوه خواهش کنيم که اگرجسارت نيست و يا اگر خلاف قانون مطبوعات نيست محاکمه سران فتنه را که به خدا قسم هيچ نقطه مبهمي در پرونده آن ها موجود نيست هرچه سريع تر آغازکنند تا مردم را قبل از آنکه کاسه صبرشان لبريز شود ، بيش ازاين منتظراجراي عدالت درباره فتنه گران بويژه سران آن ها نگذارند ، چون برکسي پوشيده نيست که اين افراد چه کساني هستند و ماجراي آن نيزمعلوم است که از يک نامه سرگشاده ساختارشکنانه " بي سلام و والسلام ! " به رهبري نظام و دعوت همسر نويسنده اين نامه از جوانان مبني بر ريختن به خيابان ها درصورت عدم پيروزي نامزد مورد علاقه شان در انتخابات شروع شد و به بيانيه هاي مکرر ساختارشکنانه بازندگان انتخابات و کشاندن اراذل و اوباش به سطح خيابان ها و مديريت اين آشوب ها توسط افراد مشخص و از خانواده مشخص و ايجاد رعب و وحشت درميان مردم سراسر کشور و وارد کردن خسارت به اموال بيت المال و كسبه ادامه پيدا کرده است و همانطور که مي بينيد ماجرا به شکل هاي ديگر همچنان ادامه دارد که اگراين اتفاق مبارک يعني محاکمه سران فتنه هرچه سريع تر برگزار شود و خاطيان به سزاي اعمال خود برسند مردم نيزضمن به آرامش رسيدن به واقعيت دادگستري و صداقت قوه قضائيه بيشتر از گذشته ايمان خواهند آورد و ديگرنيازي به محاکمه افراد دلسوزي مثل اشتهاردي ها و قدياني ها که ناشي از فرصت سوزي در اجراي عدالت مي باشد ، نخواهد بود.
*******
حال سوال بنده از جنابعالي كه زماني قاضي القضات اين نظام بوديد و برمسندي تكيه زده بوديد كه امروز حضرت آيت الله آملي لاريجاني تكيه زده است اگر هنوز رئيس اين دستگاه بوديد با اين مسئله چگونه برخورد مي كرديد . ؟
آيا نظر حضرت امام (ره) را که به صراحت بيان مي کردند در اين طور مواقع مصلحت بايد فداي قانون شود و هيچ كس در برابر قانون نسبت به ديگري مصونيت ندارد وحتي اگر ايشان هم خطايي کردند بايد مورد محاکمه قرار مي گرفتندعمل مي كرديد يا که خير، همان کاري را مي کرديد که در حال حاضر شاهديم ، کداميک ؟!
آقاي يزدي ! يکي از اصول مهم منعکس در فصل 3 قانون اساسي که ناظر به حقوق ملت است اصل بيستم آن است مبني براين که همه افراد اعم از زن و مرد به طوريکسان در حمايت قانون قرار داشته و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند و هرگونه تخطي از اين اصل به برخي صاحب منصبان با نفوذ که از رانت ها و امتيازاتي که افراد دارند ممکن است آن ها را در حاشيه امنيتي قرار بدهد به نحوي که دست وپاي قواي سه گانه و به خصوص دستگاه قضا را به گونه اي ببندد و در شرايطي قرار دهند که آن طور که شايسته است امکان برخورد با اين انحصارات را ازدست بدهند و يا اگر برخوردي هم در کار باشد برخورد موثري که بتوان آن را عدالت و تساوي همه در برابر قانون نام گذاشت ، نخواهد بود و الان متاسفانه چنين شرايطي در حال رخ دادن است و اگر ادامه يابد وذره اي كم لطفي كه نشان از بي عدالتي قوه قضائيه باشد و برمردم مسجل شود مسئول تمامي عواقب بدبيني و دلسردي مردم بويژه نسل هاي آينده به نظام ، شما و امثال شما خواهيد بود كه ساكت هستيد و آنطور كه شايسته است از نظام و ولايت و حق و حقيقت و عدالت دفاع نمي كنيد و ديريا زود بايد همگي ما از جمله حضرتعالي در ديار باقي پاسخگوي بسياري از سوالات باشيم .
آقاي يزدي ! کيست که نداند خانم فائزه هاشمي رفسنجاني از مديران فعال آشوب ها ي خياباني بودند و با سخنراني هاي تند ايشان در برخي از ميادين تهران به اراذل و اوباش اين امکان را مهيا مي کردند که به قرآن ، عکس امام ، رهبر معظم انقلاب ، نواميس مردم و حتي مسجد وعاشوراي حسيني توهين و جسارت بکنند . مردم سوال دارند و بايد پاسخ آن ها داده شود . خانم فائزه هاشمي و برخي اعضاي خانواده منتسب به ايشان واقعا به قصد خوردن ساندويچ در محل حادثه و درگيري بودند واشتباها دستگيرشده بودند و در بازداشت چند ساعته قرار داشتند ؟!
به هر حال همان طور که حضرتعالي مسبوق هستيد بند 2 اصل 156 قانون اساسي وظيفه احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزادي هاي مشروع را برعهده دارد و بايد قواي سه گانه بويژه دستگاه قضا در اين زمينه پاسخگو باشند اما سهم شما در واکنش به اين ماجرا که زماني در اين مصدر بوده وبايد احساس اداي مسئوليت در قبال حوادثي از اين قبيل که لباس مقدس روحانيت که منتسب به پيامبر عدالت گستر است همچنان باقي است و مردم که در اين حادثه مظلوم ترين ها بودند از شما انتظار بيش از اين در ورود به اين ماجرا و تبيين ابعاد فتنه و افشاي چهره سران آن داشته و دارند . " حال خود دانيد! ".
ما اشتباه کرديم که از اول به " آقا " نگفتيم " امام "!
( قسمت پاياني )
2- نکته دوم و آخرين سخني که مي خواستم مطرح کنم مربوط مي شود به واکنش و انتقاد به حق حضرتعالي از جايگاه مقدس رياست جامعه مدرسين حوزه علميه قم نسبت به سخنان سخيف و جسارت هايي است كه اين روزها به مقدسات و مباني ديني توسط برخي افراد جاهل بويژه از جانب کساني که خود يکي از متوليان حراست و حفاظت از ارزش ها مي باشند .!
بنده و بسياري از مردم حزب الله هم که در جريان انتخابات رياست جمهوري سال 88 جانانه وارد ميدان شديم و دراطاعت از اوامر رهبري نظام با تمام وجود و سرمايه به پاي صندوق هاي راي رفتيم و حتی در توطئه ها و فتنه هاي بعد از آن نيز با اهداي شهيدانی از همین قشرزحمتکش جامعه ايستادگي کرديم ، هیچ شکی نداریم که سخنان توهين آميز و از سر جهل آقاي مشايي در باره موسيقي و باقي مطالب چالش برانگيزي که ايشان و برخي افراد ديگردر بدنه دولت در شرايط فعلي مطرح مي کنند ، آگاهانه و يا ازروي جهل به ايجاد تفرقه و جدايي ميان مردم با رئيس جمهور، حوزه ودانشگاه و يا دولت و مرجعيت مي انجامد و دقيقا به مثابه آب به آسياب دشمن ریختن است . ايشان امروز به مانند اسب سرکشي مي ماند که انگار دهنه او در این روزهای غبار آلود به عمد و يا از روی تساهل که خداي ناکرده امکان دارد حاصل غروري باشد كه معمولا شيطان برحسب وظيفه ذاتي خود صاحبان قدرت را به آن گرفتار مي كند .! بويژه آنكه پشتوانه بسيار قوي و فريبنده تري مثل آراي بالاي 24 ميليوني را هم به همراه داشته باشد ، لذا شيطان درصحنه به وجود آمده ، صاحب قدرت را دچار اوهام و بيماري غيرقابل علاجي از قبيل منيت مي كند كه اين بيماري خطرناک حاصلي جزپشیمانی دیرهنگام در برندارد و يقين بدانيد که مردم با بصيرت ما شاهدان و ناظران منصفي در اين خصوص در همه دوران ها بوده و هستند و در موقع مقتضي پاسخ هشدار دهنده خود را به اين گونه افراد و كساني كه محرك واقعي وي هستند همانطور كه در گذشته به عده ديگر همچون اويي داده اند ، فرداي امروز هم به اين افراد خواهند داد اما تا آن موقع ، همانطور که از اماممان و رهبرمان آموخته ايم و به جد به آن اعتقاد داريم نمي خواهيم و نبايد به خاطر يک سري مطالب بي سروته از اين قبيل که بيشتر به صداي جيرجيرک مي ماند تا صداي يک انسان عاقل ، از جبهه اصلي و خاکريز واقعي مان غافل بمانيم.!
اتفاقا يکي از ويژگي هاي بسيارمهم و مغتنم در حکومت هاي برمبناي جمهوريت ، آن هم از نوع اسلاميش همين است که ملت آگاه و با بصيرتمان درهيچ دوره اي از تاريخ انقلاب ، هيچ عهد اخوتي با کسي نبسته است و با کسي برسر سرنوشت انقلاب معامله اي نكرده نخواهد كرد ، چرا که مردم در انتخابات نه به شخص بلکه به ويژگي هاي اصولگرايانه فرد رای می دهند و از نظرما نيز همانطور که حضرتعالي معتقد هستيد اصولگرا کسی است که به اسلام و انقلاب ورهبری و قانون و نظام حاکم وفادار بوده و ولایت را نقطه مرکزی و فصل الخطاب می داند و نظر رهبری را بر نظر خود ترجیح میدهد و هرلحظه که حجت برايشان تمام شود به نحو مقتضي و به تناسب موضوع با آن برخورد خواهند کرد همانطور که در دوران هاي گذشته عمل کرده اند .
*******
اما درعين حال برخودمان واجب و نوعي اداي تكليف مي دانيم كه به اين نکته بسيار مهم نيزاشاره داشته باشيم که چشم بستن برخدمات بسيار شايسته دولت هاي نهم و دهم به دوراز انصاف وعدالت است و به شدت معتقديم ، آقاي احمدي نژاد در اين مدت کوتاه کمتر از 8سال درتمامي عرصه هاي خدمت رساني به مردم از همه رئيسان جمهور گذشته سرتر بوده و موانع بسياربزرگ و سنگيني را از سرراه توسعه و عمران کشور بويژه در مناطق محروم برداشته اند که به اعتراف دوست و دشمن ، دولت هاي مدعي ديروز حتي توان برداشتن سبک ترين آن راهم نداشتند و ما از اين جهت مديون شجاعت ، جسارت ، درایت و توانمندي جناب دکتراحمدي نژاد هستيم و يقين داريم که اين روش حكومت داري وي مي تواند الگويي ماندگار براي مسئولان آينده کشورمان و حتي برای سران كشورهايي باشد كه به نحوي نيت صادقانه براي خدمت به ملت خود دارند واين مدل حکومت داري را دکتراحمدي نژاد براي نخستین بار رسما در دنيا به ثبت رساندند چرا که او بود که به تاسی از مولاي متقیان علی (ع) وظيفه اصلی حاکمان درکشورداري را نوکري به مردم در عمل به خوبي و در عمل معني کرد ، به طوري که اولا کارگزاران دولت را از جنس مردم انتخاب كرد نه از طبقه اشراف و بی درد جامعه و ديگر اينکه با حضور رسمي خود و کارگزارانش در ميان مردم و در بين مردم براين اعتقاد پافشاري کرد که براي اداي دين حاکمان به ملت ها اين کارگزاران هستند که بايد به سراغ مردم بروند ، درميان مردم باشند و با مردم باشند و به طور مستقيم و سينه به سينه به گفت و گو با آن ها بنشينند .
*******
پس همانطور كه مشاهده مي كنيد ما نيز در اين كه اين روزها تعبير هاي غلطي مثل حلال بودن همه نوع موسيقي ، ادعاي سخيف دوستي با ملت اسرائيل ، ايجاد مكتبي موهوم موسوم به " مكتب ايراني " در مقابل و يا درکنار مكتب اسلام ! و طرح کودکانه منشور كوروش در برابرمنشور اسلام ناب محمدي و همينطور عزل و نصب هاي غيرعادي غيرمتعارف افراد و با غيراخلاقي ترين روش ها و شيوه هايي که در هيچ دوراني حتي از صدر اسلام تاکنون سابقه نداشته صورت مي گيرد ، با حضرتعالي و ديگر دلسوزان انقلاب هم فكر و هم درد هستيم . اما آنچه باعث شد در نقد سخنان حضرتعالي دراعتراض به سخنان آقاي مشايي در خصوص توهين به ساحت مقدس مراجع در اين بخش از نامه سرگشاده مصدع اوقات شريف حضرتعالي شويم مصونيت کامل دادن شما به عملکرد و تفکرات همه علما و فضلا و مراجعي است که اين روزها برخي حرکات ، سخنان و مواضع شان باعث دو به شک شدن مردم فهيم کشورمان در وجود تقوا و عدالت و آگاه به زمان خود بودن و حريص نبودن به دنيا که از شرایط اصلي اعلميت و مرجعيت محسوب مي شود در برخي مراجع کشورمان ، شده است .
اينکه مرجعيت کانون تجميع دينداري جامعه است و قداست والايي دارد و نبايد آن را تخطئه کرد هيچ شکي درآن نيست امام سوال ما اين است که کدام روحاني و کدام مرجع ؟! والا اماممان نيزهمواره براين توصيه بجاي شما تاکيد داشتند و حتي در منشورروحانيت که دقيقا با يک سال فاصله پس نهايي کردن وصيت نامه شان به عنوان وصيت جداگانه به علما و فضلاي علوم ديني به نگارش درآورده اند ، براين مطلب تصريح کرده اند و فرموده اند : " صدها سال است كه روحانيت دراسلام تكيه گاه محرومان بوده است و هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سيراب شدهاند ودر هر نهضت و انقلاب الهى و مردمى ، علماى اسلام اولين كسانى بودهاند كه بر تارك جبينشان خون و شهادت نقش بسته است." اما منظور نظر امام با توجه به فرمايشات تكميلي ايشان در فرازهاي بعدي منشور روحانيت به این معنا نیست که دشمنان و شياطين نتوانند در این قشر نفوذ کنند به طوری که امام عزیزمان در همین منشور مردم را از نزديک شدن به اعتقادات متحجرانه عالم نمايان و فاضل نماياني برحذر داشته اند و فرموده اند :"...آن ها کساني هستند که عليه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعاليت دارند و با ژست مآبى ! چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مىزنند كه گويى وظيفهاى غير از اين ندارند که خطراينگونه تحجرگرايان مقدس نماي احمق در حوزههاى علميه كمتر از دشمنان قسم خورده عليه دين و انقلاب نيست."
بنابراين آنچه مسلم است امام نه تنها روحانيت بلكه مراجع را نيزدرمعرض انحراف مي دانستند و قابل نقد و موظف به پاسخ گويي به سوالات و ابهاماتي که از سوي مردم مطرح است و بويژه در شرايط امروز جامعه مان كه به شكرانه خدا همه مردم آگاهند و بصير و همه حوادث داخلي و خارجي را با جديت تمام حتي بيشتراز برخي دفاتر آقايان مراجع که برخي از آن ها در بي خبري جدي نسبت به وقايع داخلي بويژه وقايع جهاني بسر مي برند ، پي گيري مي كنند ، که در اين رابطه حرف ها بسيار زياد و سوالات فراوان است .
برخي از مراجع با يد پاسخ دهند كه جنگ 22 روزه ملت ستمديده مسلمان فلسطين و مقاومت چه اشکالي داشت که از اين حماسه حمايت نکردند و از آن به نيکي ياد نكردند و با خانواده داغدار آن ها همدردي نکردند و يا در محاصره غزه كه هزاران زن و كودك مسلمان سني مذهب به طرز فجيعي قتل عام شدند حتي به صدور يك بيانيه خشك و خالي هم تن ندادند و يا كوچكترين همدردي را با مردم مسلمان چه شيعه و چه سني پاكستان كه روزهاي سختي را در سيل خانمان برانداز اخير متحمل شدند و هنوز با مرگ دست و پنجه نرم مي كنند ابراز نكردند .!!
نکند برخی از آقایان برخی از صفحات نهج البلاغه مولا را از جمله خطبه ۲۷ معروف به خطبه جهادیه را کنده اند و دور انداخته اند و ما بی خبریم . حضرت وقتی شنیدند که برخی سرباز برزن یهودی بی پناهی وارد شده و به اذیت او پرداخته اند فورا خطبه خواندند و به شدت به انتقاد از این عمل زشت پرداختند و فرمودند :" شنيده ام كه يكى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و ديگرى ، بر زنى از اهل ذمّه و، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را ربوده است . و آن زن جز آنكه از او ترحم جويد چاره اى نداشته است . آنها پيروزمندانه ، با غنايم ، بى آنكه زخمى بردارند، يا قطره اى از خونشان ريخته شود، بازگشته اند. اگر مرد مسلمانى پس از اين رسوايى از اندوه بميرد، نه تنها نبايد ملامتش كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است . به نظر می رسد برخی از آقایان هر اهل سنتی را با وهابی یکی می دانند و در گفتن آن به صراحت اینگونه به تقیه افتاده اند که اگر چنین باشد وای برمسلمانی و وای بر مرجعیت.!!
آقاي يزدي ! آیا نباید برخي از مراجع به اين سوال ساده پاسخ دهند كه چرا با وجود ولي فقيه زمان وحاكم شرع ، اين همه وقت و انرژي خود را صرف استهلال ماه شوال مي كنند ، اما در روزهاي فتنه حتي يك گروه حقيقت ياب را به خيابان هاي تهران اعزام نكردند تا با ورود ( با کمک سربازان گمنام امام زمان عجج ) به برخی محافل و مراکز توطئه و فتنه آقایان ، از نزديك شاهد و ناظر بر اعمال ضد اسلامي و ديني برخي كسان كه اكنون درب برخي از بيوت به رويشان باز است باشند.؟!!
بنده معتقدم و بي شک حضرتعالي هم براين اعتقاد هستيد که شرط مرجعيت ، صرف بيرون دادن رساله نيست والا حتما مستحضريد وشاهديد ، همانطور که برخي پايان نامه هاي دانشگاهي درهر کوی و برزنی آماده و صحافی شده قابل خريد و فروش است ، رساله عمليه حوزوي هم قابل کپي برداري است چراکه فارغ از تعدادي مسائل اختلافي بقيه مسائل عين هم است و لذا کمترين و بی مقدارترین افراد هم مي تواند ادعاي مرجعيت کند همانطور که در برخي مواقع با فتاوايي مواجه مي شويم که وجود چنين خطري در عرصه مرجعیت احساس می شود .
بنابراين آنچه يک عالم را مرجع مي کند نه کتابي است به نام " رساله " که ازطرف ايشان و به نام ايشان منتشرمي شود بلکه بستگي به ميزان متصف بودن صاحب رساله به صفاتي است که مرجع باید دارای آن شرایط باشد.
بنابراين فكرنمي كنيد كه بايد دستگاهي و تشكيلاتي اين قدرت را داشته باشد كه عالم نما را از عالم واقعي و مرجع نما را از مرجع واقعي تشخيص داده و قبل ازآنكه به قول حضرت امام روحنا له الفدا بوي گندش يك امت را به ضلالت و گمراهي بكشاند و مردم را جان به لب كند تشت رسوائيش را بر زمين بكوبد.؟!
حضرت آيت الله يزدي ! حضرتعالي که هم اکنون مديريت جامعه مدرسين حوزه علميه قم را برعهده داريد يقينا در جريان فتاوايي که برخي از آقايان صادرمي کنند هستيد و به آثاري که اين گونه فتاوا در جامعه و بويژه مقلدين گذاشته و مي گذارد آگاهي دارید ، آيا تا به حال شده به اين موضوع فکر کنيد که پوشه اي هم براي هرکدام از اين فتاوي تاثيرگذار در اخلاق و فرهنگ و معاش جامعه مي گذارد، بازكنيد و به نظر سنجي درباره آن در ميان متدينين جامعه بپردازيد ، دقيقا مانند برخي طرح هايي كه مجريان کشور، قبل از اجراي هرپروژه اي ابتدا با نظرسنجي و تحقيقات ميداني به آسيب شناسي و يا حداقل به آزمون و خطاي آن مي پردازند و سپس زنگ اجرايي آن را به صدا درمي آورند و به قول خودمان ، رسانه اي اش مي كنند .؟! آيا شده است یک بار هم شده دستگاه زيرنظر حضرتعالي من باب وظیفه ای که در خصوص سرنوشت انسان ها دارید از طريق اساتيد و طلاب علوم ديني خود به بررسي برخي از فتواهايي که تاثير مستقيمي برزندگي مردم بويژه جوانان دارد پرداخته باشيد.؟! شک دارم که چنين کاري تا به حال صورت گرفته باشد .
مثلا آيا تاکنون درباره آثار سوء و يا مثبت اين فتوا که دختران از سن 13 سالگي به بلوغ مي رسند و نماز و روزه آن ها ازاين سن به بعد بر آن ها واجب مي شود تحقيقاتي صورت داده اید و ميزان تاثير اين فتوا برفرزندان آن دسته از متدينيني که با ژست روشنفکري مرجعيت اين مرجع نما و اين فتوا را پذيرفته اند نظرسنجي به عمل آورده ايد؟! و به بررسي اين موضوع که اين فتوا و يا فتواهاي مشابه تا چه اندازه در به فساد کشيده شدن دختران اين جامعه و درعدم تبعيت از پدر و مادر از اين سنين به بعد تاثير نامطلوب گذاشته است پرداخته ايد؟! و اگر احيانا چنین امر پسندیده ای درآن دستگاه مورد اعتماد مردم صورت گرفته است آیا نتيجه ارزيابي تان را از باب امر به معروف هم که شده به مرجع صادرکننده اينگونه فتواها متذکر شده ايد تا در صورت قانع شدن شجاعانه اين فتوا را ملغي و يا اصلاح کند ؟! مگرنه اين است که امربه معروف و نهي از منکر از اوجب واجبات در فروع دين شناخته شده است و همه مراجع و همچنين مرجع صادر کننده اين فتوا نيز در رساله خود برآن تاکيد دارد.؟! آیا به نظر شما که به همراه عزیزان دیگر در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص مصونيت بخشی به جامعه از خطر بلاياي اين گونه فتواها مسئولیت خطیری دارید ، مرجعي که با يک فتوا مي تواند جمع کثيري از دختران و پسران جامعه ما را آنقدر جسور کند که در برابر نصايح پدر و مادر خود قدم علم کنند ، مي تواند شرايط مرجعيت را داشته باشد و آيا نبايد در اين خصوص چاره ای انديشيد و تلاش کرد دستگاه منيع مرجعيت را از اينگونه آلودگي ها پاک و پاکسازي کرد.؟! آیا نباید اشتباه بودن چنین فتوایی را با آمار و ارقام آن و با صراحت تمام اعلام عمومي کرد .؟! نكند فكر مي كنيد همين كه اعلام كرديد فلان مرجع از نظر مدرسين حوزه علميه قم صلاحيت ندارد كافي است ؟!! خوب معلوم است كه رسانه هاي طرفدار آن مرجع نما برای خنثی کردن آنچه که شما نامش را ادای تکلیف می گذارید و شب با خیال راحت سرتان را روی بالش می گذارید و می خوابید چه پاسخي به شما خواهند داد که همانطور كه دادند.!! لطفا کمی هم واقع بین باشید ، لطفا نگاهی بیندازید به آمارهای وحشتناکی که از اعتیاد جوانان بویژه دختران که اکنون یا تبدیل به دختران خیابانی شده اند و یا توسط قاچاقچیان انسان برای روسپیگری و یا کارهای بدتر از روسپیگری به کشورهای همسایه ! ، بله ، کشورهای همسایه صادر شده اند و می شوند.؟! آیا می دانید سن دختران فراری در ایران دقیقا 13 سالگی است و رشد اعتیاد در کشور اسلامیمان ، سالانه 8 در صد را نشان می دهد.؟!!
آيا اين بي انصافي نيست که همه مشکلات فرهنگي کشور فقط و فقط از چشم دستگاه فرهنگي دولت ديده شود و خود را فارغ از هرگونه اشکال در اداي انجام وظيفه بويژه در خصوص مسائل فرهنگي و اقتصادي و... بدانيم.؟!
حتما استحضارداريد که در ماجراي ادعاي بدون پشتوانه آقاي مشايي و عدم تفکيک ايشان ميان موسيقي حرام از حلال و نهايتا توهين ايشان به مراجع ، برخي از مراجع نظرات فقهي خود را ابراز کردندکه جاي تقدير و تشکر دارد و به قطع و یقین رهبر معظم انقلاب از اینکه برخی از مراجع به موقع واکنش نشان می دهند و به مردم آگاهی می دهند رضايت دارند ، اما مايلم فارغ از اينكه این مملكت ولي امر دارد و حاكم شرع دارد ، به نوع ادبيات يکي از اين آقایان در پاسخ به سوالي درهمين رابطه توجه کرده و خود قضاوت کنيد که چنين فتوايي با چه مصلحت انديشي می تواند صادر شده باشد ؛ وچقدر مي تواند در شرايط فعلي مثمر ثمرباشد ، و چقدر می تواند تاثیر تخریبی در میان مردم و حتی جهان اسلام داشته باشد ، ايشان مي فرمايند: " ... استفاده و خريد و فروش و ساختن و تعليم و تعلم آن ها ( موسيقي و آلات موسيقي ) حرام و خانه ها و موسساتي که براي اجراي اين برنامه ها تاسيس مي شود همه خانه فساد است و پولي که از اين راه کسب مي شود و اشتغال در اين مراکز همه حرام است و هيئت هاي آن ها بايد شکسته شود و هرکس که آن را بشکند ضامن نيست . "
اكنون به ادبيات فتواي يکي ديگر از همين مراجع درآستانه روز عاشوراي همين امسال (که احتمال آشوب و خرابکاري طرفداران سران فتنه نيز مي رفت ) در باره حرمت ، نشان دادن تصوير حضرت ابوالفضل العباس (ع) در سريال مختارنامه با اين عبارت نا مانوس که اگر صدا و سيما چنين "غلطي !" را مرتکب شود ، نظام برآمده از خون شهدا را تهديد به دادن فتوا عليه نظام کرده و جوانان ساخته و پرورده ذهن خود را با اين مضمون که به ايجاد آشوب ديگري از نوع آشوب هايي که در ايام فتنه 88 به پا شد مي کند !! ومي فرمايد : "...ولي بايد بدانند اگر چکمه و کراوات (خاندان پهلوي) که خواستند اين چراغ را خاموش کنند نشد ، پس با اين ريش ها (نظام جمهوري اسلامي) ، با اين يقه هاي باز هم ، اين نور خدا خاموش شدني نيست ..."!!؟
ويا بزرگوار ديگري در همين ايام يعني در آستانه ايام محرم در توصيه هاي خود به وعاظ ضمن اينکه ماه محرم را ماه صلح مي خواند! از آن ها مي خواهد که مبادا در بالاي منابر صحبت از مسائل جناحي بکنند.! اين درحالي است که اولا ماه محرم ماه صلح نيست چرا که اگر بود پس چرا امام را با 72 يارش به شهادت رساندند و خاندانش را به اسارت و اموالش را به غارت بردند و در ثاني بعد از ماجراي فتنه 88 و برملا شدن خيانت و وابستگي جناح هاي مدعي اصلاحات ، جناحي باقي نمانده است که وعاظ بخواهند در منابر در باره آن سخن برانند ، بلکه اتفاقا بحث امروز ما فتنه است و معتقديم که فتنه همچنان ادامه دارد و امام حسين را هم فتنه گران به شهادت رساندند پس بنابراين بهترين موقع برا ي گفت وگو در باره فتنه 88 و واکاوي اين ماجرا و تطبيق تاريخي آن با ماجرا ي کربلا و فتنه فتنه گران پيمان شکن همين ایام است . آيا با اين ادبيات صحبت کردن و يا پيام دادن به مناسبت چنين ايامي توسط يک مرجع ، آدرس غلط دادن به مردم و فريب آن ها نيست .؟! تازه اين در شرايطي است که رهبرمعظم انقلاب براي کورکردن چشم فتنه به هيچ وجه مايل نيستند ماجراي فتنه که خسارت هاي بسيار زيادي از همه ابعاد هم به مردم ، هم به کشور و هم به نظام در داخل و خارج از کشور وارد کرده در اذهان به فراموشي سپرده شود و اتفاقا ايشان به هربهانه اي که پيش مي آيد ابعاد تازه اي از جزئيات و اهداف پشت پرده فتنه گران را برملا مي کنند و مردم را متوجه اين مسئله مهم مي کنند که هنوز اين ماجرا خاتمه نيافته است و بايد هشياري خود را حفظ کنيم ، حال به جای آنکه اين گونه از آقایان و علما و فضلا به کمک ولی خود بشتابند و به عنوان يک سرباز در برخورد با فتنه گران پیشرو باشند و با وحدت در مواضع و آگاهي دادن به مردم ، حکومت اسلامي را دربرابر خطرات دشمنان خارجي و داخلي بيمه کنند متاسفانه تاریخ را وارونه جلوه داده و انگار نهضت خونین امام حسین (ع) را با صلح امام حسن (ع) اشتباه گرفته اند که چنين توصیه نادرستي را به وعاظ می کنند. !!
حضرت آيت الله يزدي ! دراينکه به قول حضرت امام (ره) در منشور روحانيت ، متاسفانه حربه القاى شعار جدايى دين از سياست در حوزه و روحانيت تا اندازهاى كارگر شده است ، تا جايى كه دخالت در سياست و ورود در معركه سياست را دون شأن فقيه مي دانند ! شکي در آن نيست اما آيا در جامعه اي که حکومت اسلامي در آن حاکم است و با محوريت ولايت مطلقه فقيه اداره مي شود درست است که به چنين افرادي اجازه فعاليت داده شود تا پا را بدان حد فراتر بگذارند که به خود اجازه دهند مردم ، بويژه جوانان را در آستانه عاشورا و تاسوعاي حسيني دعوت به آشوب کنند ، آن هم به خاطر موضوعي که حلال و حرام و گناه و غيرگناه بودن و حتي مکروه بودن آن در هيچ جايي حتي درقرآن و احاديث و روايات مشاهده نشده و اثري از آن نيست و از همه بدتر اينکه اين سخنان ساختارشکنانه ازطرف کساني مورد استقبال قرار مي گيرد که در خارج از کشور، حلقه رهبري فتنه در سال 88 را برعهده داشته اند وحال آنکه امام در همين منشور روحانيت برخلاف نظر برخي از اين آقايان تاکيد فرموده اند :" مخالفت روحانيون با بعضى از مظاهر تمدن در گذ شته صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب و احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبى، خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب بوده است که موجب شده بودآنان با اختراعات وچنين پديدهها يي برخورد احتياط آميز كنند. علماى راستين از بس كه دروغ و فريب از جهانخواران ديده بودند، به هيچ چيزى اطمينان نمىكردند و ابزارى از قبيل راديو و تلويزيون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود، لذا گاهى حكم به منع استفاده از آنها را مىدادند. "
بنابراين همانطور که ملاحظه مي فرماييد امام به هیچ وجه نه موسیقی را حرام می دانستند و نه فیلم و تئاتر و نه به طورکلی هنر را ، اما همیشه تاکید داشتند که باید مواظبت کرد که هنر در هر کسوتی که باشد به ابتذال کشیده نشود و این وظیفه همه مردم بویژه علما است که با تربیت شاگردانی عملا بر این موضوع نظارت جدی داشته باشند که امروز کم و بیش همین طور نیز می باشد اما به نظر می رسد برخي از فضلا و مراجع ما يا امر برايشان مشتبه شده که مظاهر تمدن اعم از موسيقي و فيلم و ... از ريشه حرام است که اين به قطع ويقين يک فتواي متحجرانه و در زمان وجود ولي امرمسلمين مخالفت با نظام و جرم محسوب مي شود و يا اينکه خداي نکرده اين نظام را همسان با رژيم طاغوت پهلوي مي دانند.!!(معاذالله) که در هر صورت وجود اینگونه افراد متحجر در چنين جايگاهي و دادن تريبون به اينگونه افراد حرام و ظلم مضاعف به اين ملت مظلوم مي باشد .
حضرت آيت الله يزدي ! شايد بپرسيد پس در اين خصوص ايده ال مطلوب بنده حقير و هم فکرانم که مجبور به قلمي کردن آن شده ام چيست که اگر چه فکر مي کنم سوال خوب و به حقي است اما پاسخش يک جمله بيش نيست و نمي تواند باشد و آن اينکه براي حل اين معضل به وجود آمده يک بار ديگر به قرآن و سيره نبوي و روش عملي حکومت داري امام عدالت گسترمان مراجعه کنيم وببينيم که او چه مي خواست و چه شد که بهترين ياران پيامبر و همرزمان علي در همان ابتداي کار نخواستند يا نتوانستند با او بيعت کنند و در گستراندن عدالت يار وفادار ايشان باشند.!!
همانطور که حضرتعالي بهتر و بيشتراز بنده مسبوق هستيد ، براساس اين آيه کريمه که به کرات در قرآن در تعابيرمختلفي به آن اشاره شده " أطيعوا اللَّه و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم." (نساء/ 59) وبراساس فرمايش حضرت امام در کتاب " ولايت فقيه" که با استناد به اين آيه و آيات ديگر و روايات فراوان تاکيد مي فرمايند :" ...اگر فرد لايقى كه داراى دو خصلت علم به قانون و عدالت باشد به پا خاست و تشكيل حكومت داد، همان ولايتى را كه حضرت رسول اكرم (ص) در امر اداره جامعه داشت دارا مىباشد؛ و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند و اين توهم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم (ص) بيشتر از حضرت امير (ع) بود، يا اختيارات حكومتى حضرت امير (ع) بيش از فقيه است، باطل و غلط است و همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمه، صلوات اللَّه عليهم، در تدارك و بسيج سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است؛ منتها شخص معينى نيست، روى عنوانِ «عالم عادل» است."
بنابراين با توجه به آيه ياد شده و آيات و احاديث و روايات بي شماري که در اين رابطه وجود دارد حجت برهمه بويژه علما ي ما و مراجع ما تمام است که با توجه به موقعيت مناسب و سعادت بسيار بزرگي که در اين برهه از زمان با پيروزي انقلاب اسلامي نصيبمان شده تا بتوانيم اسلام ناب محمدي را به جهانيان معرفي کنيم بنابراين قدر اين فرصت را بدانيم و از ولي زمانمان و حجت خدا بر روي زمين تا ظهور صاحب اصلي اش و تحويل اين پرچم پرافتخاراز ايشان حمايت جانانه کنيم .
بنابراين ايده آل مطلوب ما بويژه در شرايط فعلي که دشمن با تمام قدرت و با تمامي عِدّه و عُدّه از هر طرف نظام جمهوري اسلامي را که ام القراي جهان اسلام است و اميد همه ستمديدگان عالم به شمار مي رود ، محاصره کرده است ، علما ، فضلا و مراجع عزيزمان همان نقشي را براي رهبري نظام ايفا کنند که صحابه خاص پيامبراکرم (ص) و علي (ع) در دوران حکومت داري شان داشتند و مانند حضرت حمزه شجاعانه ، دلاورانه و خالصانه و محکم و استوار پشت رهبرمعظم انقلاب و درمقابل ابوجهل هاي زمان بايستند و مانند ابوذرها ، سلمان فارسي ها ، عمارها ، و مالک ها و اويس قرني ها و ابن پيهان ها و ذوالشهادتين ها که همگي آن ها متصف به راستگويي و پاکيزگي و قناعت و فروتني و بصيرت مزين و آراسته بودند ، حکم سرباز براي ولي زمانمان را داشته باشند و در هيچ شرايطي تنهايش نگذارند و خداي ناکرده کاري و عملي را انجام ندهند که دشمنان با هدف رخنه ميان مسلمين و ايجاد انشقاق در ميان مردم از آن ها سوء استفاده کنند و هميشه اين را به ياد داشته باشيم که ما ازهمان ابتدا به خاطر تواضعي که امام خامنه اي به خرج مي دادند اشتباه کرديم که به " آقا " نگفتيم " امام " !
والسلام
رحيم چوخاچي زاده مقدم
27/10/1389