تبليغاتX
خوب و بد

-------- ...آقا : به كسي راي دهيد كه ساده زيست باشد و خود و خانواده و نزديكانش از فساد و اشرافي گري و اسراف دور باشند ... . آقا : كسي را برگزينيد كه درد كشور را بفهمد و از درد مردم احساس درد كند....... احمدي نژاد در مناظره با موسوي : بسياري از مديران شما و آقاي هاشمي با دست خالي آمدند و با يك امتياز دلار 7 توماني و با واردات و صادرات ميليادر شدند........ احمدي نژاد : جناب آقاي موسوي ! استات اويل بي قانوني نبود كه درايران محكوم اما از زندان فراري داده مي شود كه ته آن پسر آقاي هاشمي است! ؟!

.احمدي نژاد: آقاي موسوي!در دوره 8ساله نخست وزيري تان تنها يك روزنامه منتقد داشتيد كه آن را هم ضد انقلاب خوانديد......... ....... .......احمدي نژاد : نمي گذارم ،منافع ملي فداي رقابت‌هاي سياسي شود .... سردار نظري : براي مناظره با خاتمي و دولت مردان سابق درباره واقعيت هاي پشت پرده حادثه كوي دانشگاه تهران آمادگي كامل دارم ............. احمدي نژاد : سفرهاي استاني توبه و استغفار دولت از ملت شريف ايران به خاطر بي توجهي به خواسته هاي قشرمحروم كشورمان در سال هاي گذشته بود..............

شنبه 26 خرداد1386

                   

                  " ازبقیع صدای گریه می آید"

 

 

نزدیک به ۱۴۰۰ سال پیش "فاطمه "دختر "پیامبر" تنها فرزند به جای مانده ازپدردست "حسنین "را می گرفت وازخانه بیرون می آمد، با قدی خمیده وسرشاراز غم و اندوه زمانه ، چهره ای نگران ازجان علی و درهم فرورفته از کین دشمنان لعین، درحالی که بغض گلویش را می فشرد آرام ،آرام ازکنارقبرپدرعبورمی کرد.

هرازگاه، نیم نگاهی به پشت، به قبر مطهرنظاره می کرد تا آنجا که مبادا نگاه درنگاه او گسسته شود ومبادا گره از گره چشمان پیامبر بازشود.

قطرات اشک درحدقه مبارکش جمع می شدندتا برای سرازیر شدن از گونه ها ازهم سبقت بگیرند.

قطرات اشکی که بارها درخلوتگهی دیگر و شب و شب هایی دیگر برچهره نازنین حسن و حسین می غلطیدند، تا آنجا که دردانه های علی برای التیام دادن غصه مادرازجفای نامردمان نمک خورده نمکدان شکسته، سربرپاهای آن نازنین می گذاشتند.  اما اکنون بیم دشمن اجازه فرود اشک ها را نمی داد تا آنکه ازانظار دورمی شد.

آن بانوی دل نگران اما شادمان ازوعده پدر و امیدوار به روزهایی که ابویش درآخرین لحظات زندگی نوید دیدار و حضور درجوارش را داده بود، تلاطم اشک ها را به دشواری  نگه می داشت، تا ازمدینه بیرون می آمد.

 

 

 

 

زهرا از سایه به سایه نخل های کنار بقیع هم عبورمی کرد، نخل های پرازخاطره و مخاطره وبه جایی پناه می برد که دیگرهیچ کس پیدا نبود به جز قبرمطهر پدرو رسولش، اینجا بود که به دورازنگاه اهریمنان بد دل، همان گرگانی که درلباس میش به تجارت دین می پرداختند! اصلاح گرایی را جانشین دین مداری کرده بودند!" زر و زور و تزویر" را جایگزین اصولگرایی کرده بودند، سر برگریبان می گذاشت و حسن و حسین را دربرمی گرفت وعقده دل را با نیش تر دوستان نا آگاه و دشمنان آگاه می گشود، آرام آرام با نغمه های جانسوز ودلی پرگداز، با صدای بلند می گریست.

 لرزه براندامش می جهید و با دلی اندوهناک در دل شب با خاتم رسل به رازو نیاز می پرداخت و از دست نامردمان روزگاربه شکایت می نشست ومی گفت: " بابا بعد از تو..."

اینجا "بیت الاحزان " است، کوچه باریکی درپشت قبرستان بقیع که با یک پیچ تند درکوچه های بنی هاشم - که اکنون به خیابانی عریض با مغازه های عرضه کننده فرهنگ های وارداتی تبدیل شده است ! - همه را به این مکان پرماجرا و پررمزو تاریخ سازهدایت می کند. 

مکانی که هنوزصدای گریه درآن طنین اندازو حساسیت سازبرای قدرت های حاکم برزمان است ! تا بدانجا که "مفتیان" اجیر می شوند تا به "مفت" فتوا دهند که ذکر مصیبت و زیارتنامه در کنارخانه اش و یا درجوارمزاراحتمالی اش دربقیع حرام است حرام! شرک است، شرک!!

واقعا،این چه رازی است ؟! واین چه سری است نهفته دراشک جانسوز فاطمه ؟! این همه تلاش برای محو این نقطه ازتاریخ از برای چیست ؟!هرچه است و هرچه بود ولی کاملا روشن است که به رغم همه تلاش های مذبوحانه ، به رغم همه سنگ اندازی ها، بهانه جویی ها، بدعت ها وتهمت ها، هنوز صدای گریه فاطمه در کوچه های مدینه به گوش می رسد ودر قبرستان بقیع، همیشه تاریخ و تا ظهور مهدی موعود (عج) طنین انداز خواهد بود .

 

 

 

در بیت الاحزان زوارازهررنگ و هرزبانی، گروه گروه سردر گریبان گردهم می آیند و برروزها و روزگارجگرسوزفاطمه، بین درودیوارماندن فاطمه، سیلی خوردن فاطمه، هق هق کنان درمظلومیت تاریخ می گریند، مگرمی شود نگریست ؟! مگرمی شود لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه شاهد به شهادت رسیدن حقوق بشر به خاطر هوس رانی ها و قدرت طلبی ها بود و نگریست ؟!

جالب است بدانید که دراینجا ( بیت الاحزان ) همه جمعند، همه آن کسانی که درطول تاریخ صدای گریه فاطمه به گوششان رسیده ...چه حاجی سیاه پوست آفریقایی وچه، حاجی زرد پوست آسیایی، همه هستند، هندی، مالزیایی، ترک، افغانی،مسلمان آسیای مرکزی، آفریقایی و...

یا گریه می کنند و یا همچون انسان های بهت زده و درراه مانده به فکر فرورفته اند و می پرسند، اینجا کجاست، بیت الاحزان کجاست و قرن ها پیش چه ماجرایی و حادثه ای درآن به وقوع پیوسته است ؟!

این چه ماجرایی است که تا به امروز حتی امواج ارتباطاتی و تهاجم فرهنگی ماهواره ای غوغاسالارهای موج سوار بی حیا هم قادربه خاموش کردن صدای آن نشده است.

هنوز خیلی ها نمی دانند که بعد از پیامبربر فاطمه و فرزندانش و بشریت چه گذشت! وآن خونی که درکربلا به زمین ریخت ویا آن آشیانه هایی که درفلسطین بر سر مظلومین تاریخ آوار شد، و آن "جام زهری" که به دیگر فرزندان علی خورانده شد، تا حق را به یکباره و برای همیشه دفن کنند، برای چه بود!

به راستی بیت الاحزان کجاست ؟! وصدای گریه دردل شب، درتاریکی وظلمت مدینه ازکجا می آید؟! واین گریه برای چیست ؟

ولی خواهند فهمید، آن روز نزدیک است ...

 

 

نوشته شده توسط چوخاچی زاده مقدم در 6 بعد از ظهر |  لينک ثابت   • 

جمعه 25 خرداد1386

           

            "عبا " و "ردا" ی آتشین !

 

 

یادم می آید که درکوران انقلاب وقتی درتبریزبه تحصیلات دانشگاهی مشغول بودم ، مخفیانه ِیک پای دیگرمان هم به یکی ازمحله های نزدیک یکی ازمساجد مهم تبریزبازبود تا از اخبارجدید نهضت مطلع شویم . طلبه ای که رابط مرحوم  آیت الله شهید قاضی طباطبایی با دانشجویان بود درمیان اخباری که ارایه می کرد اشاره ای داشت به یک خبرکه مربوط می شد به حرکات خائنانه یک روحانی نما درتبریز. اوبحث را با یکی ازشرایط مهم پیروزی نهضت ، یعنی آسیب شناسی انقلاب و راه های شناسایی دوست و دشمن ادامه داد وجالب اینکه اولین قشری را که مورد بررسی قرارداد قشرروحانیت بود وبعد ازان قشردانشگاهی رامطرح کرد، دقیقا همان حساسیتی که بعدها بارها اززبان مبارک حضرت امام رحمت الله علیه شنیده بودیم .

اوفرمول جالبی را برای شناسایی روحانی خوب ازبد وقابل اعتماد وغیرقابل اعتماد عنوان می کرد ومی گفت؛ یک روحانی واقعی باید حداقل ۶ مشخصه  داشته باشد: ۱- لباس روحانیت به تن نمی کند، مگربا هدف ترویج دین خدا ، با استفاده از قواعد محکمی که قرآن و عترت  برایش تعیین کرده است ۲- پیش ازانکه دیگران را موعظه کند ، خود را موعظه می کند۳- دروغ نمی گوید ۴-  فریبکاری نمی کند ۵- چشمانش را بر هرحرامی پاک نگاه می دارد وبالاخره ۶- باعملکرد حسنه خود آنچنان نوری پرتوافشانی می کند که خلایق از نوراو ، نورامید ، توان پایداری ، جسارت مبارزه ، نعمت صبوری و بردباری دربرابر سختی های زندگی دریافت می کنند.

اوبه ما می گفت ؛ اگرروحانی دیدید که با این خصوصیات همخوانی ندارد بدانید که باید احتیاط کنید . این طلبه می گفت ؛ اگریک روحانی ، فاقد یکی ازاین خصلت های نیکونباشد ویا به بهانه مصلحتی اصولی رازیرپا بگذارد ، شک نکنید ، اگر درکوتاه مدت میسر نشد حتما در درازمدت به هواداران ومخاطبانش به جای نورآتش هدیه خواهد کرد!

فضاحت آقای "خاتمی "درسفر دو ماه پیش اش به ایتالیا و دست دادن وی با زنان نیمه برهنه این کشوروگفت وگوی کوتاه وی با آن ها درکمال آرامش!  همه گروه های دوم خردادی حتی تندترین تشکل های این جبهه یعنی حزب مشارکت را هم وادار به یک سکوت خفت بار ودرعین حال معنی داری کرده است!

 

احزابی که خود درزیر پا گذاشتن مصلحت های نظام واصول اسلامی برای کسب قدرت وامتیازات سیاسی ید طولایی دارند با انتشاراین خبرپس از دوماه سپری شدن ازاین سفرو دیدن این فیلم ۶.۵ دقیقه ای که دریکی از سایت های خارجی لینک شده است ، آنچنان دچارشوک شده اند که هنوزهم که هنوزاست این احزاب مدعی راه و خط امام (ره ) نتوانسته اند حتی یک کلمه درتوجیه و یا تقبیح آن بگویند و یا قلمی کنند الا یک نفربه نام "محمد علی ابطحی" رییس دفتروقت خاتمی دردوران ریاست جمهوری وی که به نظرمی رسد اصلاح طلبان عاقل تر ازآن باشند که باتوجه به سابقه نه چندان مطلوب آقای ابطحی ، وی را برای توجیه این خلاف بزرگ آقای خاتمی جلوانداخته باشند !

اول ازهمه این راداشته باشید که" سید محمد خاتمی" درزمان ریاست حمهوری خود به دلیل دریافت فیلمی ازسوی فرمانده وقت نیروی انتظامی که مرتبط با جناب" ابطحی" مسئول دفتروی بود، مجبور به برکناری ابطحی شد، حا ل محتوای این فیلم ازچه جنسی بود بماند برای آینده ، ولی همین بس که این فیلم عامل اصلی برکناری وی شد.

 

 

دوم اینکه دراین رابطه به یاد خاطره ای افتادم ازنویسنده متعهدمان جناب آقای "محمد  نوری زاد" درباره مثلا این دلسوخته منش طلبگی! که در۲۱/۱۱/۱۳۸۱ درروزنامه کیهان به چاپ رسیده است، که بخشی ازآن را عینا درزیرمیخوانید :

 

 " من خودم چند سال پیش (پیش ازانتخاب آقای خاتمی و پیدا اشدن دوم خرداد)برای  فیلمبرداری ازدرخشندگی های مردمان مسلمان ودلاورلبنان به این سرزمین زخمی سفرکرده بودم . دربیروت ودر موضعی مشرف به دریا، درست درغوغای رفت وآمد مردم،به مرد جوانی برخوردم که چهره ای آشنا داشت . من این چهره را پیش تر،درهمین رادیو وتلویزیون خودمان بارها دیده بودم . اما ظاهری که اواز خود آراسته بود.، مرا به تردید می انداخت. آن کسی راکه من به عنوان مسئول برجسته دررادیوی خودمان دیده بودم ، یک روحانی شکیل و مرتب واساسا روحانی زاده بود.اما این کسی که دربیروت ، درساحل و در معبرزنان و مردان می دیدم ، بااین شورت بالای زانویی که پوشیده ، وبااین پیراهن آستین کوتاهی که نوشته ای انگلیسی را برسینه وپشت دارد ، این حتما یک نفر دیگراست!این حتما نمی تواند مسئول برجسته و اسبق رادیوی جمهوری اسلامی ، وحالا- آن روز- مسئول دفتربیروت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ، یعنی همین معاون پارلمانی فعلی رییس جمهورباشد.تردید خود را باجلو رفتن وسلام و علیک باجناب ایشان به یقین تبدیل کردم. وقتی دانست به چه منظوردرلبنانم، زیرو بالای رزمندگان غیورومسلمان لبنانی را درهم پیچید و خیمه علم شده فلسطین رابه نفع اسراییل پایین کشید. آنجا بود که دانستم مناسبت آن شورت بالای زانو وتی شرت سفید نقش لاتین، با درون حضرت ایشان چه تناسب همگونی دارد. به قول امروزی ها، درون وبیرون، کاملا با هم «ست» شده بود. همان جا بود که دانستم لباس روحانی ، درطول تاریخ ، درست مثل منبرمساجد، یکی ازمظلوم ترین ها بوده وهست وخواهد بود."

         

 

واین ها کسانی هستند که تا دیروز بوسیدن دست" پوشیده به دستکش"  یک بانوی فرهیخته ۷۰ ساله فرهنگی توسط احمدی نژاد را مستمسکی برای مخدوش کردن چهره وی علم کرده بودند که امروز در توجیه چنین فضاحتی به بار آمده ازجانب لیدر اصلاح طلب ها  وامانده اند! وازخود می پرسند اگراین اقدام احمدی نژاد را بتوان به عنوان اقدامی درراستای احترام و پاسداشت از زحماتی دانست که قشر زحمتکش معلم درجامعه متحمل می شوند قلمداد کرد چه توجیهی می توان برای دست دادن ومصافحه با زنان نیمه برهنه یک کشورغربی با سوابق مخالفت با نظام جمهوری اسلامی تراشید ، جزآنکه آ ن را می بایست یک وادادگی ودلدادگی به غرب ویک آبروریزی سیاسی قلمداد کرد ؟!

 

 

 

نوشته شده توسط چوخاچی زاده مقدم در 2 بعد از ظهر |  لينک ثابت   • 

یکشنبه 20 خرداد1386

                          خوب و بد یک حکم انتصاب        

 

 

          من فکر می کنم همیشه این طور نیست که منتظر باشیم ویا مواظب باشیم که مخالف ویا ضد ما  در صدد ضربه زدن به حیثیت وابروی تشکیلاتی ما باشد ، بلکه  برخی مواقع هم پیش می اید که با یک اشتباه هرچند کوچک توسط خودی ها، خودمان هیزم براتش دشمن می گذاریم وحال انکه چه بسا یک  اشتباه کوچک می تواند بزرگترین "گاف" دوران کاری یک مسئول  تلقی شود !

منظورم همین حکمی است  که چند روز پیش متاسفانه با امضای  رییس دفتر محترم رییس جمهوررسانه ای شد. اقای شیخ الاسلامی دراحکامی اعضای شورایی را منصوب کرد که اولا نیازی به علنی کردن ورسمی کردن ان نداشت و دوم اینکه مکانیزم و نوع نگارش ویاشکل چینش افراد درترکیب اعلام شده غیرعادی و حتی غیرمعمول است که شاید اگر شخص رییس جمهور ان را امضا می کردند چنین شایبه ای را در ذهن متبادر نمی کرد. اگرچه به نظرمی رسد که هیچ شکی درمثبت بودن  ماهیت کاریعنی راه اندازی  چنین شورایی نیست و برعکس شاید  ازمهمات هردوره از ریاست جمهوری باشد تا مردم بدانند که رییس جمهور چند دوره قبلشان از چه مختصات فکری درتمامی عرصه های اداری کشور برخوردار بوده ویا درمقایسه  با رییسان جهورگذشته و حال تا چه حد توانسته با حفظ اصول، کشور را درمسیر درستی هدایت کند.

مسئله دیگر چینش اعضای این شوراست که با امضای رییس دفتر رییس جمهور تناسب ندارد یعنی تابه حال دیده نشده که وزیریک کشوری حکمی را ازدست یک مقام خیلی پایین تر ازخودش گرفته باشد،اگرچه تکذیب این انتصاب ازسوی برخی کسان که نامشان  درحکم امده است خود برغلط بودن این  شیوه کار صحه می گذارد.

... وازهمه مهمتراشکال دررسانه ای شدن چنین حکمی است، ان هم تحت عنوان "شورای سیاست گذاری و نظارت برانتشار اثارواندیشه های رییس جمهور" که به نوعی تلقی هم سطح قرار دادن ایشان با امام خمینی (ره ) و رهبرمعظم انقلاب دارد وحال انکه دکتر احمدی نژاد باتوجه به  روح بلند و تواضعی که دارد به چنین چیزی رضایت ندارد .

به هرحال به نظر نگارنده دولت احمدی نژاد"توسعه سیاسی" و "توسعه اقتصادی" را همزمان وباهم پیش می برد اما با " اقتدار" ، چیزی که دردو دوره ریاست جمهوری قبلی کمتردیده می شدبه طوری که مردم ان را بیشتر در شعارمورد ارزیابی قرار می دادند تا عمل . مثلا  اگرنخبگان این شورا بتوانند سه محور همگرایی امنیت ملی ، هویت ملی و انسجام ملی را ازمنظر سفرهای استانی رییس جمهور مورد بررسی جدی قراربدهند درعمل ثابت خواهد شد که "احمدی نژاد" مجری یک تئوری جدیدی درقالب انقلاب سوم است . انقلابی که دران مردم واقعا به حساب می ایند ...

 

نوشته شده توسط چوخاچی زاده مقدم در 4 بعد از ظهر |  لينک ثابت   • 

جمعه 18 خرداد1386

ااز دو خبر زیر چه برداشتی دارید ؟

یکم :  روزنامه تایمز اعلام کرد : "محمد " پس از " جک " محبوب ترین نام در انگلیس است و تا آخر سال جاری میلادی اولین نام محبوب دراین کشور خواهد شد.

 

دوم : اکثریت قاطع نمایندگان ملت اندونزی در مجلس این کشور در یک اقدام بی سابقه رییس جمهور خود را به جرم رای مثبت وی به قطعنامه غیرقانونی ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران به خاطر ایستادگی دربرابر زورگویی های آمریکا استیضاح می کند. نمایندگان ، رییس جمهور را تهدید کرده اند که وی برای ادای توضیحات باید شخصا در مجلس حاضر شود واگر بخواهد به جای خود وزیرانش را قربانی کند به عنوان اعتراض مجلس را ترک خواهند کرد.

 

 

نظر خودم را در زیر می خوانید ، تا نظر شما چه باشد ؟

 

یکم : این موضوع مصداق بارزی است بر صحت ادعای دکتر  محمود احمدی نژاد که همیشه می گوید : دیگرجهان دوران زور، خشونت تحمیل و تحقیر عقیده ، تولید و بکارگیری بمب هسته ای و گسترش سلاح های کشتار جمعی سپری شده است و جای خود را به شعور ، درک بیشتر و خردورزی و صلح و دوستی داده است ، بنابراین درخشیدن نام مقدس " محمد " برتارک کشوری که روزگاری بررشد " سلمان رشدی " ها برای  از میان برداشتن ریشه اسلام به واسطه مخدوش کردن چهره پیام آور این دین ، حضرت محمد (ص ) میلیارد ها دلار هزینه می کردند ، نشانه پایان چنین کج راهه هایی است .

 

دوم : استیضاح رییس جمهور یک کشور آن هم درحمایت از حقوق مسلم کشور دیگری  چون ایران ، اولا بی سابقه ، دوما ، نشانه اقتدارو عملکرد صحیح دستگاه دیپلماسی کشورمان دردوسال گذشته است .

                                        

تا بعد ...

نوشته شده توسط چوخاچی زاده مقدم در 2 قبل از ظهر |  لينک ثابت   • 

سه شنبه 15 خرداد1386

... و "سلام "ی دو باره به شما خوبان ...سلام

خوشحالم از اینکه در شرایطی می توانم" سلام"ی دوباره داشته باشم از اعماق وجودم نصار شما خوبان کشورم و خوبان دیگر هموطنانم در اقصی نقاط جهان که جمهوری اسلامی امروز در اوج اقتدار و منزلت خود قراز دارد و همچنان در پی حفظ و تداوم خط امام الشهدا خمینی عزیز(ره ) گام های استوار خود را برمی دارد.

درشرایطی افتخارسلام دوباره دارم که کشور عزیزما درتمامی عرصه های علمی ، فناوری  ، اقتصادی وسیاسی درجهان مسیری را طی می کنیم که دوست و دشمن همسایه و غیر همسایه نمی توانند نقش جمهوری اسلامی را در منطقه و حتی درسطوح بین الملل نادیده بگیرندو با افتخار شاهدیم که با دستیابی دانشمندان ظفرمند مان در صنعتی شدن انرژی هسته ای ، کشف سلول های بنیادی و موفقیت های دستگاه دیپلماسی کشورمان درهمه عرصه های سیاسی از لبنان و عراق و فلسطین و افغانستان تا امریکای لاتین و بالاخره  و جهش های اقتصادی کشورمان در دوسال اخیر همه و همه باعث زمین گیر شدن استکبار جهانی در سیاست های ظالمانه اش شده است و این در حالی است که امریکا قرار بود ایران را به این درد گرفتارکند و ۲۸ است برای رسیدن به این هدف بودجه های  فراوانی هزینه می کنند.

ان ها در مقطعی با تطمیع  و تهدید تیم هسته ای قبلی ، خرید و فروش مهره ها ، تقویت مرعوبین و حذف انقلابیون مان ۲.۵ سال تعلیق غیر منطقی و غیر قانونی غنی سازی انرژی  هسته ای را بر ما تحمیل و ما نیز ان را پذیرفتیم . اگر چه امروز طشت رسوایی یکی یکی شان بر زمین می افتد.

تا دو سال پیش در عرصه اقتصادی  و سیاسی هم چیزی مشابه همین داشتیم . طراحی و تراری استکبار برای تحت تاثیر قرار دادن سیاست های کشور و همسو کردن تصمیمات دولتمردان گذشته درمداری حرکت می کرد که امید برای پیروزیش را تضین شده می دانست ، هر چند با اندکی تاخیر .

آن یکی از موقعی که رای مردم را ازآن خود کرد بر صندلی "استیل" تکیه داد و با تز " توسعه اقتصادی " از پنجره اقتصاد نگاهی نو به مردم انداخت و این یکی با تز " توسعه سیاسی " و تکیه بر سیاست از پنجره  احزاب به جامعه شناختی مردم پرداخت و حال انکه نه آن " نانی " درسفره  مردم نهاد و نه این آن " ازادی " انسان ساز را که وعده اش داده می شد لباس تن جامعه بویژه جوانانمان کرد . آان یکی نتیجه اش پرشدن جیب نوکران خانه زاد بود و اعوان وانصار و در پرتو این  یکی باعث افزوده شدن سربازان  و نوکران حلقه به دوش استکبار در صفحه شطرنجی شد که درمصاف با جمهوری اسلامی با کمک همین سربازان ، پیروزی های بسیا ر بزرگی به ان ها نوید داده می شد!

یقینا اکبر گنجی ها ، عباس عبدی ها ،سیامک پورزند ها ، عماد الدین باقی ها ، ... و امروز سیروس ناصری ها ، حسین موسویان ها ، هاله اسفندیاری ها ،کیان تاجبخش ها و علی شاکری ها و ... نام های اشنایی برای ما از دیروز و امروزمان  است که با سوء استفاده از اعتماد و نیت پاک و مقدس ملت شریفمان ان کردند که می خواستند ، که امیدواریم ملت همیشه در صحنه مان با عنایت به رخداد های گذشته و حال،با هوشیاری تمام دیگر اجازه ندهد چنین افراد و مهره هایی با نیت ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی در بدنه حاکمیت نفوذ کنند.

این بنده سراپا تقصیر اولین وبلاگم را تحت عنوان " چشمه سار " حدود کمتر از یک ماه قبل از فاجعه اشغال کشور همسایه مان عراق توسط امریکای جنایتکار و متحدینش را ه اندازی کردم که به دلایل فنی و شخصی امکان ادامه ان برایم میسر نشد ، اما به حول و قوه الهی و با عنایت خداوند و توجه و حمایت راهبردی شما خوبان در نظر دارم وبلاگ جدیدم را تحت عنوان خوب و بد " راه اندازی کنم و اقتخارم براین است که این وبلاگ که برگرفته از اصل اسلامی "امر به معروف و نهی از منکر" است را در سالروز قیام خونین ۱۵ خرداد به رهبری امام فقیدمان حضرت ایت الله العظمی خمینی (ره ) و سالروز اغاز  رهبری رهبر فرزانه مان حضرت ایت الله العظمی خامنه ای سلام الله علیه که همواره توجه و دعای خیر شان بدرقه راهمان باد ، راه اندازی می کنم .

به امید منقش شدن هرچه سریع تر خبر ظهور صاحب الزمان (عج) دراین وبلاگ...

                                                 رحیم چوخاچی زاده مقدم

نوشته شده توسط چوخاچی زاده مقدم در 2 بعد از ظهر |  لينک ثابت   •