پنجشنبه 14 خرداد1388
چرا بايد به احمدي نژاد راي بدهيم
احمدی نژاد بالاخره دیشب چراغ همیشه خاموش تاریکخانه اشباح را روشن کرد


مدت ها بود كه به بهانه هاي مختلف (كه البته اين بهانه ها با نق زدن ها و بدگويي هاي مخالفين و منتقدين كينه توز علیه رئيس جمهورمحترم جناب آقاي احمدي نژاد به وجود مي آمد ) درمصاحبه هايي كه به ندرت چه در حاشيه جلسه هيئت دولت و چه در مصاحبه هاي مطبوعاتي كه بعضا بين المللي نيزبودند از رئيس جمهور فقط پاسخ يك سوال و آن اينكه چرا اسامي مافيايي كه شما معتقديد درهمه جا عرصه را براقشار مختلف مردم تنگ كرده وهرقشري ازجامعه اعم از دانشجو ، كشاورز، جوانان درآستانه ازدواج و مسكن،انررژِِِِِِي و... که ملت را در محروميت و در رنج گرفتاركرده است ، عنوان نمی کنید و اجازه مي دهيد سركردگان اين جنايت كه بيش از 16 سال ازانقلاب را برگرده مردم مظلوم كشورمان سوارشده و بدتر از رژيم پهلوي با آن ها برخورد كرده اند درحاشيه امن قرارگيرند ؟! اين سوال 3 بار در حاشيه جلسه دولت و 2 بار در كنفرانس هاي مطبوعاتي با خبرنگاران داخلي و خارجي از جانب حقیر عنوان شد اما هربا ر با لبخند همراه با فرياد ازدرون و يك سينه سخن احمدي نژاد روبه رو شديم . درماجراي "حسين موسويان" جاسوس هسته اي هم كه قوه قضائيه به خاطر دخالت درسايه "هاشمي رفسنجاني " از جرم مسلم وي چشم پوشي كرده بود اين سوال را بارديگر و به شكلي ديگر درمحوطه ساختمان جلسه هيئت دولت درحالي كه خبرنگاران رسانه ها هم دور رئيس جمهور حلقه زده بودند به صراحت عنوان کرده و گفتم: آقاي رئيس جمهور! اين چه حكمتي است كه شما به قصد خشكاندن ريشه مفاسد پابه هرجايي كه مي گذاريد فقط رد پاي يك نفر ديده مي شود و اين فرد با نفوذي كه درهمه جاي قدرت در اختیار دارد به شما اين امكان را نمي دهد كه بتوانيد شعاري را كه درتبليغات انتخاباتي 84 سرداديد و به مردم وعده داديد دانه درشت ها را به مردم معرفی خواهید کرد محقق كنيد ؟! به اوگفتم اين موارد بسيارند مثلا همين فعاليت هسته اي ، انحصار پارس جنوبي دردست چند آقازاده و ..،مافياي مسكن واز همه مهمتر دانشگاه آزاد كه همه دانشجويان درعين حالي كه به تلاش هاي شما اميدوار شده بودند آن ها نيزبراي تحقق اين تصميم متهورانه به پشتيباني شما در دانشگاه ها پرداختند . احمدي نژاد درپاسخ به اين سوال درحالي كه لبخند هميشگي خود را در لب داشت گفت : " پيرمرد ! هم شما مي داني آن فرد چه كسي است ، هم من و هم مردم ولي بايد صبركنيد تا وقتش برسد" . اوكه به حقوق دانشجويا ن علاقه زيادي داشت اين را هم اضافه كرد كه درمورد دانشگاه آزاد هيچ كوتاهي از جانب من صورت نگرفته است وهمچنان اين پرونده بازو روي ميزقرار دارد ولي مصلحت دراين بود كه فعلا دست نگه داريم تا وقتش برسد !
چندروزبعد از اين ماجرا بود كه وقتي اين موضوع را دريكي از محافل دانشجويي مطرح كردم يكي ازدانشجويان كه مي گفت اوهم دستي براين آتش دارد با تاييد تلاش هاي احمدي نژاد به صراحت گفت :" احمدي نژاد درباره احقاق حقوق دانشجويان دانشگاه آزاد تا دم "خيمه معاويه" رفت ولي وقتي به او گفتند بازگرد مجبور شد بازگردد !" . اين سخن آن دانشجو آتشي به دل شكسته ام زد و ازآن روزبه دنبال مصداقي و سندي در اين رابطه و صحت گفته آن دانشجو بودم تا اينكه چند روزپيش وقتي اظهارات اكبرهاشمي رفسنجاني درتاييد مديريت جاسبي دريكي ازسايت ها خواندم كه گفته بود :" مخالفين جاسبي حسود و مزاحم هستند !!" و يا اين سخن آقاي مرعشي، برادر زن آقای هاشمي رفسنجاني كه در يكي از مناظره هاي چند روزپيش خود با يكي ازاصولگراهاي حامي احمدي نژاد درحمايت از نامزدي ميرحسين موسوي وقتي درمقابل سوالات مكرر اين اصولگرا درخصوص سوءاستفاده هاي مالي اصلاح طلبان و كارگزاراني ها دردوره حاكميتشان وامانده بود با عصبانيت تمام گفته بود :" بله ما دزدي كرديم ولي احمدي نژاد اين عرضه را نداشت كه مچ ما را بگيرد !!" .
هدفم از طرح اين موضوع اين بود كه مردم عزيزمان كه تا چند روزآينده براي انجام يك آزمايش الهي ديگر درپاي صندوق ها ي راي حاضر خواهند شد متوجه باشند ، همانطور كه امام فرمودند وضع فعلي افراد ملاك انتخاب است در باره افرادی که خود را فرزند معنوی امام الشهدا معرفی می کنند قضاوت کنند زيرا چه كسي فكرمي كرد ميرحسين موسوي كه خود را فرزند امام (ره) معرفي مي كند با كساني همدم شود كه اين گونه 16 سال برمردم كشورمان حاكميت كردند وامروزهم خود را طلبكار مي دانند و باكساني دست به ائتلاف زده است كه دردولت خاتمي جملگي امام (ره) را به موزه فرستادند و ايشان را به لنين تشبيه كرده واعلام كردند اماممان به تاريخ پيوسته است! و يا با منحرفيني مانند نهضت آرادي به تفاهم رسيده است كه امام درباره آن ها درطول دوران حيات و هم در وصيت نامه اش براي آنكه كه مسئولا ن آينده كشور راه اصلي را گم نكنند تاكيد كرده بود كه تازنده هستم نخواهم گذاشت ليبرال ها به قدرت دست پيدا كنند وبه آيندگان هم توصيه كرده است كه به ليبرال ها اجازه ندهيد درمصدرامورقرار گيرند .
ويا چه كسي فكر مي كرد كه آقاي كروبي كه عمري دركنارامام و با امام به پيروزي نهضت كمك كرد و در زندان هاي ستم شاهي چه شكنجه ها یی را براي به زانو درآوردن رژيم به تن نخريد اما مي بينيم امروز با پشت پا گذاشتن به همه ارزش ها آنقدر راه امام را گم كرده و كساني را به مشاورت گرفته كه همگي يا مجرم اقتصادي هستند ويا مجرم سياسي ومنحرف اعتقادی و حال آنکه با توجه به جرم هايي كه مرتكب شده اند به جاي تمجيد و مسئوليت دادن به آن ها بايستی در دادگاه عدل الهي محاكمه وبه جزاي اعمال خود برسند.
هموطنان عزير! مسئله عدالت و حديث مكرر ظلم و فقر ، جور وعدل، از موضوعات مكرري است كه آن را پاياني نيست زيرا وقتي ازنگاه و از زاويه ديد "امام صادق (ع)" به عدالت مي نگريم متوجه يك اصل اساسي و غيرقابل توجیه های متفاوت مي شويم و آن اين كه از منظر حضرتشان،عدالت يعني سيطره عقل برنفسانيت دردرون انسان و به تعبير ديگر به اين معناست كه وقتي اعضاء و جوارح تمام گزاره هاي نفساني انسان به سيطره عقل انسان در آيد و مدام كنترل شود مي توان اميدوارشد كه آنجا عدالت محقق شده است .
بله ، ابن حديث كه از فرداي طلوع خورشيد اسلام در مكه مكرمه برزبان پيامبراكرم (ص) دركنار خانه خدا وقتی که بت های سنگی را یکی یکی در هم می شکست به صورت یک استراتژی همیشه تاریخ جاری شد و به حامیان خود می گفت شما هم بت های درون خود را بشکنید تا در آینده گرفتار بت هایی از جنس خودتان نشوید پچ پچ های برخی نشان داد که این استراتژی به مذاق خيلي از كساني كه به طمع كسب سود بیشتر و برداشتن نان از سفره ديگران با رسول اکرم بیعت کرده و برای پیروزی نهضت سرمایه گزاری کرده بودند خوش نيامده بود .اگر چه این نهضت با مبارزه هاي طاقت فرسا و جنگ پيامبرو حاميان سازش ناپذيرصديقش در تقابل با قوانين برآمده از نفسانيت پیروز شد و برده داري و برده فروشي ازسيستم حكومتي حاكمان جور و افساربردگي ازگردن و گرده انسان هايي كه تنها جرمشان فقر و رنگ پوست بودبرداشته شد اما اين پچ پچ ها و نجواهاي مخالفت با اين استراتژي پيامبر نیز رفته رفته به اوج خود رسيد بطوري كه از فرداي خاموشي چراغ وحي به عرصه عمل وارد شد و حال آنکه پيامبر دور اندیش تا آخرين نفس هاي مباركشان به كرات برادامه اين استراتژي تاكيد داشتند و منشوري هم براي تضمين سلامت ادامه راه ترسيم فرموده بود ند اما پس ازعروج ملكوتي شان بلافاصله نقاب ها از رخسار مال اندوزان به ظاهر طرفدار حقوق مردم مستضعف كنارزده شد و هرکس به رسم و شیوه سهم خواهی چهره واقعي خود را نشان دادند اما ازآنجا كه پيامبر به منويات دروني شان آگاه بود براي اتمام حجت فرمودند قلم و كاغذي بياوريد تا مطالبي را براي شما يادآورشوم و نقشه راهي برايتان ترسيم كنم كه بعد از من به بيراهه نرويد و در درياي غفلت گرفتار نشويد اما آن ها اورا بيماري درحال احتضار خطاب كردند كه نعوذبالله هزيان مي گويد! وبه محض شنيدن خبر ارتحال رسول مكرم اسلا م حتي پيش از آنكه پيكر مطهر پيامبرخود را تا گورستان مدينه تشييع كنند ، براي اوگريه كنند و یا حداقل به دخت گرامي آن پيامبركه تنها اميد خود را ازدست داده بود تسليت بگويند ويا بربالاي سرپيكر مبارك ايشان به ذكرو دعا بپردازند و يا حداقل به نمازبراي ميت بايستند و علي را تسلي خاطر باشند با يك پچ پچ و نجواي ديگر عملا راه خود را ازخانه پيامبر كج كردند و با اين كار راهي را براي خود و آيندگان همفكر خود ترسيم كردند كه تا به امروز بيراهه ميروند راهي كه تنها پوسته اي از اسلام به آن آبرو داده است . براي نجات زرق و برق دنیایی خود ازدست "عدالت علي " به سقيفه نشستند و برخلاف آنچه كه در"غديرخم" نزد پيامبر به آن متعهد شده بودند استراتژي پيامبررا به قراموشي سپرده و "علي" مظهرعدالت راخانه نشين ، مسيرحركت و استراتژي پيامبر را منحرف و "عدالت" را به نام "عدالت" مثله كردند وكساني را به عنوان حاكمان خود برگزيدند و برعادل بودن آنها تاكيد كردند! كه شمشير ريشه كني دين محمد (ص) را از روبسته بودند و ازاين روز به بعد بود كه باز مانند دوران جاهليت افسار برگردن به بت پرستي پرداختند اما اين بار نه از جنس سنگ بلكه ارجنس انسان و بازسفره هايشان به محل تاخت و تاز زياده خواهانی تبديل شد که اینبار نه دركسوت برده داري بلكه درپوششي ازاسلام و اسلامخواهی به منصه ظهور رسیده بودند ! .
پس از وفات جانگداز رسول خدا(ص) به مرور روح ساده زيستي از ميان اصحاب پيامبر و برخي ازمسلمانان رخت بربست . كم كم برخي از اصحاب كه دردوران حيات رسول اكرم به رسم تواضع از پذيرش مناصب و حكمراني به مردم تازه مسلما ن سربازمي زدند ، با دريافت عناوين مختلف به عنوان دستمزد مجاهدت ها یی که در كنار پيامبر داشته اند از امتيازات و ثروت ها و قدرت هايي برخوردار شدند كه حتي تصورش راهم نمي كردند به طوري كه " مروان بن حكم " تمام خمس كشورهاي آفريقايي را تصاحب كرد و" ابوموسي اشعري " كه درزمان حيات پيامبر برمنبر مي رفت و مردم را به جهاد با پاي پياده تشويق مي كرد ! اموال و اشياي قيمتي خود را برچهل شتر حمل مي نمود وپاسخ اعتراض مردم را هم با ضربه هاي تازيانه مي داد! و برخي اصحاب تا آنجا به مال اندوزي مشغول شدند كه پس ازمرگشان شمش هاي طلاي آنها را با تبر ميان وراث تقسيم مي كر دند! و از همه مهم تر اينكه خويشاوند سالاري تا آنجا پيش رفت كه همه مسئولان حكومتي از يك قوم وقبيله بودند و اين امر تا آنجا پيش رفت كه بعدها "سعد ابن ابي وقاص" والي سابق كوفه از پرداخت قرضي كه از بيت المال گرفته بود خودداري كرد و زماني كه با اصرارو پي گيري جدي " عبدالله بن مسعود " كه از وي به عنوان يكي از ياران اصولگرا و ارزشي علي بن ابي طالب (ع) ياد مي شد مواجه شد ، با استفاده از قدرت خود اولين فتنه اختلاف در كوفه را به وجود آورد .
دليل اصلي عدم تحقق عدالت درجامعه امروزما هم كه با توجه به اهميت و بزرگي انقلاب اسلامي كه به نحوي مي توان آن را انقلابي بزرگ و قر ين به انقلاب رسول الله در دوران شرك و بت پرستي دانست ، بايد دررخنه و نفوذ طلحه و زبير هاي زياده خواه بربدنه انقلاب دانست به طوري كه با صراحت و با عمل و استراتژي اعلام مي كنند كه انقلاب با سرمايه مادي و جاني آن ها تحقق يافته و مزد همراهي با امام (ره) درپيروزي انقلاب را از مردم و بيت المال مطالبه مي كنند ، كه به قول امام صاد ق (ع) كساني بركرسي هاي حاكميت برمردم تكيه زده اند كه برنفسانيت خود غلبه نكرده اند ، همان كساني كه ما در جامعه امروزمان به راحتي و بدون پرده در حال ديدن و نظارگري اعمال آن ها هستيم . كساني كه دردوران هاي مختلف به نام و ياد امام (ره) پرچم انقلاب را دردست گرفته اما چنگ براموال مادي و صندوقچه فكري مردم براي كشاندن شان به زيريوغ خود زده اند و آنقدر استثمار مردم به اين روش بركامشان خوش آمده كه براي غصب كامل حاكميت آمادگي كامل خود را براي دست دادن با بزرگترين دشمنان خود كه امام (ره) آن را ام الفساد و شيطان بزرگ خطاب كرد ه اند به سبقت افتاده وحتي حاضرند كرامت انساني خود وملت را به پاي آن فدا كنند ويا دست ياري به سوي كساني درازكرده اند كه امام را د ردوران اوايل پيروزي خون به دل كردند واينك روزي فرار سيده است كه مردم هوشمند ، آگاه و هميشه درصحنه مان با راي قاطع به احمدي نژاد بارديگررهبرمعظم انقلاب را در پيش بردن استراتژي رسول گرامي اسلام ياريگر باشند . ان شاء الله
پنجشنبه 8 فروردین1387
تبريك به اصولگرا ها و چند هشدار..
ملت خستگي را خسته كرد ، اکنون نوبت شماست

بالاخره به رغم تلاش ها ي زياد مخالفان درداخل وحتي درفراسوی مرزها درجهت ايجاد انشقاق و تفرقه درميان ملت حزب الله كشورمان و يا ايجاد پراكندگي درميان صفوف متاسفانه نه چندان فشرده نامزدهاي اصولگرا و طراحی لیست های انحرافی و موازی با لیست اصولگرایان واقعی جبهه متحد ، مردم عزتمند و غيور كشورمان بدون كوچكترين توجهي به اين گونه فشارها ، مکرها و نیرنگ ها و به رغم محروم شدن خیل عظیمی ازجوانان از حضوردرپاي صندوق هاي راي ، با لبيك گفتن به فرياد رساي رهبر فرزانه انقلاب شجاعانه و با شکوه تر از انتخابات های گذشته پای کارحاضر شدند وباردیگر دولت مردان اصولگرای کشورمان را شرمنده صداقت و صفای دل خود كردند ، اگرچه شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی پیش از انجام انتخابات با درنظر گرفتن فضاي انتخاباتي ايران پيش بيني كرده بود که اصلاح طلبان ايران با وجود تكيه بر مشكلات اقتصادي كشور شانسي براي تغيير موازنه سياسي مجلس آينده را ندارند .
اما دوم خردادی های افراطی حتی به اعترافات و تحلیل های دلسوزانه اربابا ن خود هم گوش ندادند و تمسک به اهرم ها ی غلط خود و سوء استفاده نامشروع از بیت مکرم بنیانگذار جمهوری اسلامی کشورمان تلاش کردند تا مردم را با استفاده ازاین اهرم به سوی خود جلب کنند ولی مردم این بار نیز فارغ از این نیرنگ ها ی دم دستی با رای قاطع خود به اصولگرایان بار دیگر آب پاکی ریختند به دستان کسانی که همواره اهداف خود را درمیان گرد و غبار نفاق می جویند.
بايد دستان مبارك تك تك اين ملت هميشه درصحنه مان را بوسيد و به بوسيدن اين دست هاي قدرتمند و توانا درزمین گیرکردن دشمنان آزادی و دموکراسی واقعی افتخارکرد و به آن ها خسته نباشيد گفت ، اگرچه ملت ايران در هميشه تاريخ و بارها پایبندی خود را به انقلاب و راه و سیره امام ثابت كرده وخود را همواره لایق این جمله دکترالهام سخنگوی دولت دانسته است كه " خستگي را خسته كردن كار مردان بزرگ است " نشان داده اند .
باید در نظرداشت که حضور حداکثری مردم دراین انتخابات خیلی از ادعاها و تحلیل های دشمنان داخلی و خارجی مبتنی براین که مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی بی تفاوت و خسته شده اند به نسیمی در هم ریخت و از همه مهمتر رای حداکثری مردم به اصولگرایان نشان داد مردم همچنان به اصول انقلاب و شعارهای همیشه پایدار آن اعتقاد دارند و همچنان معتقدند که این پایداری را در پای صندوق های رای به منصه ظهوربرسانند .
رای بالای 70 درصدی به اصولگرایان ضمن پذیرش مجدد اصولگرایی به رغم انواع فشارهای اقتصادی و سیاسی درطول دو سال گذشته از سوی دشمنان خارجی و دوستان جاهل درداخل حاکی ازاعتقاد مردم به اصول انقلاب و مخالفت صریح با اصلاحات ظاهری است که بیشترازهرکسی استکبارجهانی به دنبال آن است پس این انتظار که اصولگرایان درمجلس آینده باید مراقبت کنند تا مسائل حاشیه ای که مجلس هفتم را تا حدودی به خاطرنفوذ چند اصولگرانما! درمیان جمع اصولگراهای واقعی اسیر خود کرده و روند اجرایی شدن راه حل بسیاری از مشکلات کشور را کند کرده بودند قطعا انتظار زیادی نمی تواند باشد و باید توجه داشت که مسائل حاشیه ای و اختلاف برسر مسائل جزئی به مسئله ای فرساینده و مهار کننده از درون نینجامد .
باید دانست و نسبت به هشدار دلسوزان توجه کرد که طیف گسترده ضد انقلاب و به ویژه استکبارجهانی با قطع امید از یاران غار ! و هم پالگان داخلی خود از این پس بیشتر روی محور اختلاف و انشقاق درصفوف اصولگرایان متمرکز خواهد داشت و طبعا باید این صراحت کلام کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا درمجله نیوزویک که " رئیس جمهورآینده آمریکا با رژیمی درایران مواجه خواهد بود که مملو از ثروت نفتی و به تهدیدهای آمریکا بی توجه خواهد بود " نشان می دهد که آن ها از هم اکنون دست به کار شده اند تا با استفاده از برنامه ها ، ابزارها و فشارهای دیگر ، مردم را ازکرده خود پشیمان کنند اما این ملت شجاع و همیشه درصحنه ما مثل همیشه همچون شیران غران از هم اکنون درکمین نشسته اند تا درروز 29 فروردین در دور دوم انتخابات ضربه نهایی خود را برپیکر بی جان و رمق دشمنان داخلی و خارجی وارد کنند.
به هر حال ملت فهیم ایران با این حماسه ثابت کرد که می تواند خستگی را خسته کند بنابراین اکنون نوبت شما نمایندگان اصولگراست که با احترام گذاشتن به رای و نظر مردم و بدون هیچ گونه ترس و وحشتی از تکنولوژی به ظاهر برتر دشمن با تصویب قوانین انقلابی تمامی منافذ امتیازگیری آن ها را گرفته و استکبار جهانی را خسته کنید.


